Thursday, December 31, 2009

توهین بزرگ جمهوری اسلامی به طرفدارانش ، اثبات بیش از پیش اصالت و حقانیت جنبش سبز است

روند حوادث در ایران آنچنان با سرعت به پیش می رود که شما اگر حتا یک روز از اخبار دور بمانی ، دقیقاٌ مانند اصحاب کهف میمانی که انگار سیصد سال در این جهان نبوده ای ! با این وصف در این نوشتار سعی بر آن است که با نگاهی به وقایع دو هفته اخیر ، با این نتیجه گیری منطقی برسیم که نه تنها جنبش سبز را سر ایستادن نیست بلکه بقول معروف " ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند " تا این جنبش آزادیخواهی در کمال صحت و سلامت و قویتر از همیشه به سر منزل مقصود برسد . جهت اثبات این مدعا به چهار واقعه در طول دو هفته گذشته اشاره می کنم . این چهار واقعه عبارتند از :
1 - پاره کردن و سوزاندن عکس خمینی و در پی آن
2 - راهپیمایی چند صد نفره عوامل و نوکران و خودباختگان رژیم - بخوانید طرفداران واقعی - در روز جمعه چهارم دیماه که به شهادت تصاویر پخش شده از صدا و سیمای رژیم ، اسباب رسوایی شد .
3 - خیزش و حرکت اصیل و - بمعنای واقعی کلمه - خودجوش مردم و جوانان این آب و خاک در روز عاشورا که با شدت و خشونت هر چه تمامتر از جانب عوامل ، مزدوران و قمه کشان ولایت مورد پذیرایی قرار گرفت و باز ، در پی آن
4 - راهپیمایی فرمایشی لایه های مشخصی از مردم در روز چهار شنبه نهم دیماه که بدلایل زیر بیشترین کمک را به پیشرفت جنبش سبز خواهد کرد
خیمه شب بازی توهین به عکس خمینی و تظاهرات روز جمعه چهارم دیماه که اولی با پوشش وسیع خبری و هوچیگری مخصوص تبلیعاتی مواجه و دومی در سکوت خبری کامل برگزار شد نشان داد که :
یکم - خود جمهوری اسلامی هم به این باور رسیده است که حساب آقای خامنه ای دیگر هیچ اعتباری ندارد و شعارها و ناسزاهای مردم به ایشان که ار مدتها قبل به اشکال مختلف در جریان بوده اساساٌ ناسزا و توهین محسوب نشده و قبایی است که برازنده قامت ایشان می باشد .
دوم - رژیم جمهوری اسلامی به مثابه غریقی می ماند که برای نجات خویش به هر خس و خاشاکی دست می یازد وحاضر است از تمام مقدسات خود مایه بگذارد و آنها را نیز به لجن بکشد و
سوم - اینکه تعداد طرفداران واقعی یعنی کسانی که حاضرند برای جمهوری اسلامی چند قدم بردارند - آنهم در پایتخت ام القرای اسلامی ! - حتا آنقدر نیست که بتوان یک تصویر لانگ شات ابرومند را پر کند
در خصوص وقایع مرتبط با روز عاشورا ( ششم دیماه ) و عکس العمل حقیرانه و مسخره آمیز رژیم میتوان به روشنی به این نکات پی برد که :
یک - همراهان جنبش سبز آزادیخواهی توانسته اند آنچنان شبکه اجتماعی قدرتمندی را شکل دهند که بدون صدور حتا یک بیانیه از جانب آقایان موسوی و کروبی بتوانند در یک اقدام کاملاٌ هماهنگ و صلح آمیز ، هسته مرکزی شهر را در اختیار خود قرار دهند و جنایتکاران را به وحشت اندازند .
دو - برغم ادعای واهی رژیم و برخی از جیره خوران و خیانتکاران داخلی و خارجی ، این جنبش ثابت کرد که خشونت زا نیست چرا که در یک خیزش اجتماعی به ابعاد جنبش سبز خشونت تعریف استاندارد خود را دارد . به سخن دیگر میتوان اذعان کرد که اگر این جنبش اهل خشونت بود در حرکت اعتراضی روز عاشورا و در پاسخ به جنایت عوامل رژیم میبایستس حداقل یکصد اتوبوس به آتش کشیده میشد و دهها بانک و اداره دولتی در حاشیه خیابان های اصلی شهر تخریب می شد به همین دلیل نمیتوان به هیچ عنوان واژگونی چند دستگاه خودروی نیروی انتظامی را بعنوان خشونت تلقی کرد .
سه - آنچه در یک روز تعطیل ، بدون تبلیغات صدا و سیما و برغم تهدیدات امنیتی سران کودتا و همچنین بدون اتوبوس و متروی مجانی و تشویق و حتا ارعاب کارمندان و دانش آموزان وسربازان اتفاق می افتد را بهیچ عنوان نمیتوان با حرکت کاملاٌ نمایشی روز چهارشنبه مقایسه کرد ! بویژه اینکه کیک و ساندیس و غذا و پول بیت المال و چه و چه نیز در میان باشد . یادآوری آنچه در روز جمعه چهارم دیماه و پس از نماز جمعه گذشت خالی از فایده نیست چرا که یک طرفدار واقعی نیازی به هیچکدام از تسهیلات فوق ندارد .
آنچه اما بیش از هر نکته دیگر ذهن نگارنده را بخود معطوف کرده است این واقعیت جالب است که جمهوری اسلامی با آنچه در روز چهارشنبه برای جمع کردن سیاهی لشکر انجام داد ، خواسته یا ناخواسته بیشترین میزان تحقیر و توهین را در حق طرفدارنماهای خود انجام داد و آن عبارت از این بود که ارزش انسانی آنان را لگد مال کرد و شخصیت شان را در حد حیوانات دست آموز پایین آورد چرا که به همگان ثابت کرد که هواداران یک رژیم دیکتاتوری را میتوان به بهای بسیار نازل به هر رقاص بازی واداشت و چون یک سگ - قصد توهین به سگ ها نیست - وادار به دویدن در پی استخوانی یا کیک و ساندیسی نمود .
آنچه اما بیش از پیش به همه جهانیان و بویژه به خود مبارزان راه آزادی و سبزهای ایرانی ثابت شد بالا بردن مقام انسانی ایشان و اثبات حقانیت و اعتبار این جنبش بود . بدیهی است بهای آزادی میهن از چنگال این هیولاها ، بسیار بیش از این است . گوهر ناب آزادی را نمیتوان با کیک و ساندیس و اتوبوس و متروی مجانی و مرخصی تشویقی یک روزه و از ترس نتبیه اداری بدست آورد . والسلام
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Thursday, December 17, 2009

رقص نور بمناسبت کریسمس ... واقعاٌ زیباست ... لطفاٌ ببینید


بامید روزی که آزادی وطن را اینگونه جشن بگیریم
مطمئن باشید زیاد دور نیست ان روز
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

متن کامل سخنرانی خمینی در 12 بهمن 1357 - بهشت زهرا

Align Right

نکته بسیار مهم : در اینجا فقط قسمتهایی از سخنرانی که در مورد آن بین گروههای مختلف اختلافی وجود ندارد آورده شده است شما میتوانید قسمتهای مورد اختلاف را در این لینک بخوانید :مگر سخنرانی خمینی مربوط به 1400 سال پیش است که این همه اختلاف بر روی آن وجود دارد؟

قسمتهایی از سخنرانی که اختلافی بین گروههای مختلف در مورد آن وجود ندارد و با این حال صدا و سیما در دهه های اخیر هیچگاه این قسمتها را نیز به صورت کامل پخش نکرده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.

خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.

حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر

من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم.
بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.
این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما.
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.

من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.

ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم.

و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید
آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید
من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.
و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند.

والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته

Monday, December 14, 2009

برکناری خامنه ای و احمدی نژاد و شکستن ساختار قدرت جمهوری اسلامی ، کف خواسته های ایرانیان است

در خبرها به نقل از آقای مهندس موسوی نقل شده است که " مطالبات مردم از زمان انتخابات ریاست جمهوری تاکنون افزایش یافته است که علت آن سرکوب خواست های اولیه آنان است " . در اینکه مطالبات مردم بدلیل سرکوب رژیم افزایش یافته است شکی نیست اما در اینکه این اتفاق تنها از زمان انتخابات ریاست جمهوری به این سو اتفاق افتاده ، با ایشان موافق نیستم . واقعیت این است که این سرکوب سالهاست ادامه دارد و روزبروز نیز بر شدت و میزان آن افزوده شده است . در یک تحلیل جامع براحتی میتوان دریافت که اساساٌ دلیل اصلی اقبال مردم ایران - بخصوص جوانان که عمدتاٌ نسبت به شخص آقای مهندس موسوی شناخت زیادی هم نداشتند - تنها و تنها نیاز مبرم به تغییر ساختاری نظام موجود و چرخه قدرت آن بود و هست . نگاه قدرت مآبانه حاکمان جمهوری اسلامی به مردم ، محدود و منحصر به همین چند ماه اخیر نبوده و نیست و سالهاست با شدت هر چه تمامتر جریان دارد . به همین دلیل اعتقاد دارم که با احترام به نظر شخصی رئیس جمهور منتخب ، میتوان با ایشان در این مورد اختلاف نظر داشت . واقعیت این است که مردم ایران به چیزی کمتر از برکناری رهبر خودکامه و رئیس جمهور خودخوانده ابله و بسیاری از افراد بر تخت قدرت نشسته فعلی و ایجاد یک دگرگونی ساختاری در تمام ابعاد حکومت ، راضی نخواهند شد . میزان صحت و سقم این نظریه را نیز می توان به زودی زود دریافت . دیر نمی پاید ! اندکی صبر ... سحر نزدیک است
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Saturday, December 12, 2009

هر عکسی که توسط حکومت ها بالا رود ، روزی پاره و به زیر کشیده خواهد شد

ماجرای پاره کردن عکس آقای خمینی و نشان دادن آن از تلویزیون های رژیم ، صرف نظر از اینکه توسط چه کسانی و با چه انگیزه ای انجام گرفته ، بیانگر یک درد تاریخی کشور ماست
Align Rightاین سرنوشت محتوم تاریخی گریبانگیر تمامی کسانی که تاکنون عکس هایشان توسط حکومت های - عمدتاٌ - غیر مردمی بر در و دیوار کوی و برزن شهرها و روستاها نصب شده است ، خواهد بود
با نگاهی به تاریخ چند دهه اخیر براحتی میتوان دریافت که این نمایش های دروغین تنها و تنها ساخته و پرداخته حکومت های غیر مردمی و دمکراتیک است . کشورهایی با مختصات سیاسی و تاریخی مشابه کشور ما ، کشورهای نظیر شیلی ، عراق ، پاکستان ، مصر ، سوریه ، رومانی ، شوروی سابق ، لیبی ، کشورهای عربی ، افغانستان ، ونزوئلا و و و . وجه مشترک تمامی این کشورها ، نبود دموکراسی و به تبع آن پایگاه مردمی حکومت هاست
شما در هیچکدام از کشورهای عمدتاٌ دموکرات غربی با چنین پدیده ای برخورد نمی کنید . در تمامی کشورهایی نظیر آمریکا ، کانادا ، فرانسه ، انگلستان ، ژاپن ، اسپانیا ، ایتالیا ، سوئیس و ده ها کشور دمکراتیک دیگر حتا اثری از یک عکس رهبران سیاسی آن کشورها نمیتوان یافت
تنها رهبران ملی و با میزان محبوبیت فراوان - نظیر گاندی - هستند که برای همیشه تاریخ نه تنها عکس شان بلکه یادشان همواره در دل ملت ها برقرار و پایدار است
مطمئن هستم که روزی خواهد رسید که سرنوشت امثال صدام حسین ، چاوشسکو ، ایدی امین و دیگران گریبانگیر تک تک رهبران دیکتاتور و غیر مردمی و غیر منتخب جهان خواهد شد و شاهد پاره شدن عکس ها و به زیر کشیده شدن و شکستن مجسمه هایشان خواهیم بود
محبوبیت به عکس نیست و هر عکسی که توسط حکومت ها بالا رود ، روزی پاره و به زیر کشیده خواهد شد
بقول معروف : دیر و زود دارد ، سوخت و سوز ندارد
به امید آن روز
زنده باد ازادی
پاینده باد ایران

Friday, December 11, 2009

ما نمیخواهیم دنباله روی هیچ امامی باشیم ، ما میخواهیم فقط خودمان باشیم . یک ایرانی آزاد ! عیبی داره ؟

ما نمیخواهیم دنباله روی هیچ امامی باشیم ، ما میخواهیم فقط خودمان باشیم . یک ایرانی آزاد ! عیبی داره ؟
ما نسلی هستیم که هر چه داشتیم در پای کاریزما سازی و کاریزما پروری پدرانمان باختیم
ما از بت سازی و بت پرستی بیزاریم
ما به همه احترام می گذاریم
اما کسی را بری از خطا نمی دانیم
برای نسل ما همه انسان ها برابرند
به همین دلیل به همه رهبران و بزرگان هم انتقاد می کنیم
ما چشم و گوش بسته دنبال پدرمان نیز راه نمی افتیم
ما عنان اختیارمان را بدست هیچ کسی نمیسپاریم.
ما نسل انقلاب تکنولوژیک هستیم
همین
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Thursday, December 10, 2009

تمامیت ارضی ایران را بیش از جانمان پاس میداریم

اخیراٌ بصورت افزاینده ای شاهد آن هستیم که بعضی از خائنین وطن فروش بی وطن ، ساز جدایی کوک می کنند و مدام بر طبل استقلال و جدایی از مام میهن می کوبند
اگر چه امروز مردم ایران در سرتاسر این مرز و بوم درگیر مبارزات آزادیخواهانه تماماٌ ایرانی خود هستند ، ولی در اینجا لازم است به این بی وطنان سر در آستان اجنبی هشدار می دهیم که دست از این سوء استفاده آشکار و فرصت طلبی خائنانه بردارند و حتا خواب جدایی را هم نبینند . البته برای ما بسی گواراتر خواهد بود که این ناکسان یا بر سر عقل آیند یا به دامان همان اربابانشان پناه برند و زحمت کم کنند ولی برای عبرت تاریخ هم که شده به اینان یادآور میشویم که خواب آرزویشان را به گور خواهند برد ، چرا که هر اتفاقی که بخواهد در ایران بیفتد باید به تأیید تمام ایرانیان برسد و لا غیر
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران همیشه آباد و یکپارچه

محرم امسال یک محرم ایرانی است ... همه ایرانی ها در آن شرکت می کنند

محرم امسال رنگ و بوی دیگری دارد
امسال ما همه ایرانی ها عزادار شهیدان جنبش سبزمان هستیم
امسال را به یاد ندا ، سهراب ، اشکان ، محسن وهمه شهیدان راه آزادی ایران برگزار می کنیم
محرم امسال یک محرم صددرصد ایرانی است
فقط کافی است که ایرانی باشی ، همین
امسال شرکت در محرم ، شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی و یهودی و بهایی و زرتشتی و بادین و بی دین نمیشناسد
کافی است به آرمان آزادی ایران پایبند باشی
آنها - بقول رهبرشان - هر چه داشتند از محرم خودشان بود
ما هم میخواهیم محرم ایرانی هشتاد و هشت را نقطه عطف مبارزات یکصد ساله آزادیخواهی مان کنیم
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
یاد همه شهیدان را آزادی ایران گرامی باد

Tuesday, December 8, 2009

جناب آقای مهندس موسوی عزیز ، شما را با امثال آقای محتشمی پور چه کار !؟

در تصاویر و عکسها دیدم که آقای علی اکبر محتشمی پور تمام قد کنار رئیس جمهور محبوب موسوی ایستاده است
از شما چه پنهان که دلم به درد آمد
کارنامه آقای محتشمی پور کاملاٌ مشخص است و بند نیزدر این مقال قصد ندارم آن را بررسی کنم
واقعیتی که همه ما میدانیم این است که امثال این آقایان در طول 30 سال گذشته همیشه راهی به جز راه مردم سالاری و آزادمنشی و دموکراسی رفته اند
پس جای این پرسش هست که از جناب مهندس موسوی بپرسیم که آیا شما سوابق درخشان این اقا را نمیدانید ؟
شما را بخدا حسابتان را از حساب همچو کسانی جدا کنید که مردم چشم دیدن این کسان را بخصوص در جوار شما ندارند
من آنچه شرط بلاغ بود گفتم
امیدوارم این عرض حال باستحضار جناب رئیس جمهور برسد
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Monday, December 7, 2009

محرم سبز امسال را با یاد آزادیخواهان شهید ایرانی ، تبدیل به کابوس دیکتاتور خواهیم کرد !

امسال دلایل واقعی برای عزاداری داریم
در محرم سبز امسال ، به یاد شهدای جنبش سبز ، واقعاٌ عزاداریم ... محرم را کابوس دیکتاتور خواهیم کرد
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
یاد شهدای جنبش سبز آزادیخواهی گرامی باد

Sunday, December 6, 2009

یک سؤال : آیا ما مجبوریم حتمن دین داشته باشیم ؟

بر عکس پاسخ های احتمالی ، پرسش به همین سادگی است ! آیا ما مجبوریم که حتمن دین داشته باشیم ؟
این روزها بحثهای زیادی در مجامع روشنفکری حول محور دین و دینداری و رابطه دین و دنیا و دخالت دین در حکومت و غیره و غیره در جریان است که هر کدام کم و بیش محل منازعه و مجادله است
جالب این است که بدانیم که دامنه این بحثها به روابط خصوصی آدمها نیز کشیده شده و بسیاری از جلسات دوستانه نیز تحت الشعاع این بحث به تشنج و دعوا و درگیری لفظی و حتا فیزیکی ( که بیشتر هم از ناحیه دوست داران دین شروع می شود ) کشیده میشود
با خود می اندیشم که ایا ما واقعاٌ نیاز به این بحث ها داریم ؟
آیا لازم است حتمن دین داشته باشیم که بعد بخواهیم دغدغه نحوه حضور و بسط و توسعه و میزان دخالتش را در شئون زندگی شخصی و اجتماعی مان با خود داشته باشیم ؟
آیا وقت ان نرسیده که اساساٌ به ریشه داستان توجه بیشتری بکنیم ؟
آیا نمیتوان بی دین بود و انسان ماند ؟
آیا نمیتوان راه سعادت بشر را از مسیری غیر از مسیرهای دینی جستجو کرد ؟
آیا دین لازمه وجود ما انسانهاست ؟
آیا نمیتوان به انسان بی دین سعادتمند فکر کرد ؟
آیا نواندیشی و روشنفکری در جایی که دین حضور داشته باشد ، واقعاٌ محلی از اعراب دارد ؟
آیا لازم است که برای بی دین بودن حتمن انگ یک اندیشه سیاسی را با خود داشت ؟
آیا نمیشود انسان بی دین غیر سیاسی خوشبخت پیدا کرد ؟
به باور من میتوان با اندکی روشن بینی به پاسخ همه این پرسشها و نظایر آنها رسید
فقط لازم است برای لحظاتی به خود بباورانیم که ایدئولوژی چیزی نیست که ما بدون آن امکان حیات نداشته باشیم ! همین
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران دمکراتیک سکولار

Saturday, December 5, 2009

یادمون نره ، 16 آذر هم از روز قدس مهمتره هم از 13 آبان ... 16 آذر ریشه در بطن مردم داره

فقط جهت یادآوری عرض میکنم که :
یادمون نره ، 16 آذر هم از روز قدس مهمتره هم از 13 آبان ... 16 آذر ریشه در بطن مردم داره
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Friday, December 4, 2009

دست‌خط امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه


قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.

زیاده جسارت است، تقی

Wednesday, December 2, 2009

در خارج از کشور اینگونه از تظاهرات 16 آذر هم میهنانمان حمایت می کنیم

در یک اقدام کاملاٌ هماهنگ و بمنظور نشان دادن همبستگی خود با هم میهنان داخل کشور و تظاهرات اعتراضی روز دانشجو، ما ایرانیان خارج از کشور اقدام به تشکیل زنجیره انسانی خواهیم کرد
.....................زمان : یکشنبه 6 دسامبر مطابق با 15 آذررأس ساعت 3 بعدازظهر
.....................مکان : هر کجا که توانستیم بیشترین تعداد ایرانی ها را دور هم جمع کنیم

.................................................................................................................

تورانتو :
تقاطع خیابانهای یانگ و الگین میلز ( ریچموند هیل ) بسمت جنوب خیابان یانگ - برغربی یانگ
.................................................................................................................

زنده باد آزادی........................................
پاینده باد ایران

Sunday, November 29, 2009

آیا وقت آن نرسیده که ارتش را به کمک بخواهیم ؟ ارتش ایران همیشه پشتیبان مردم بوده ، هست و خواهد بود

ابتدا بگویم که هدف از نوشتن این چند خط بهیچ عنوان تبلیغ خشونت ، جنگ و یا خدای ناکرده برادر کشی نیست
اینک که مقامات سپاه و بسیج و نیروی انتظامی با بیشرمی و وقاحت هرچه تمامتر شمشیر از رو بسته و به جنگ مردم آمده اند و مانع رسیدن صدای بدنه اصلی این نیروها به مردم هستند و ارث پدری خود را از جان و مال و ناموس مردم طلب میکنند چرا ما نباید ارتش افتخارآفرین کشورمان را که هدفی جز دفاع از این مردم ندارد به همیاری و کمک بطلبیم ؟
آیا فکر نمی کنید که اشاره ای هر چند کوچک از جانب ارتش میتواند بسیار سریعتر روند اوضاع را به نفع جنبش آزادیخواهی مردم ایران تغییر دهد ؟
به هر حال در طول تاریخ 70 سال گذشته و از زمان تشکیل ارتش نوین ایران ، هرگز ندیده و نشنیده ایم که ارتش رو در روی مردم که همه گاه آنان را در حکم ولی نعمتان خود میدانسته است ، قرار گیرد

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
استوار باد ارتش مردمی ایران

Saturday, November 28, 2009

با هر نوع تحریم اقتصادی ایران مخالفم ... از تحریم سیاسی حمایت می کنم

در پی صدور قطعنامه شورای حکام آژانس انرژی اتمی ، بیم آن میرود که کشورهای عضو شورای امنیت بعلاوه آلمان ، اقدام به صدور قطعنامه دیگری در جهت تحریم های بیشتر اقتصادی علیه ایران کند
از آنجایی که می دانیم که فشار این گونه تحریم ها هر چه باشد بر گرده مردم ایران می آید و بهیچ عنوان تأثیر آنچنانی بر سیاست های جمهوری اسلامی و بخصوص بر زندگی حاکمیت فاشیستی ایران نمی گذارد ، با این تحریم ها مخالفم
امیدوارم این بار بر عکس دفعات قبل جهت گیری تحریم ها بیشتر در راستای نوع سیاسی آن باشد
مثلاٌ هیچ مسئولی از جکهمری اسلامی حق نداشته باشد پا را از کشور خارج کند
پاسپورت دولتی جمهوری اسلامی فاقد اعتبار گردد
هیچ مقام دولتی از هیچ کجای جهان نیز حق ورود به ایران نداشته باشد مگر با تأیید شورای امنیت
والسلام

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Monday, November 23, 2009

ایرانیان خارج از کشور با تشکیل زنجیر انسانی یک روز زودتر به استقبال 16 آذر خواهند رفت


روز یکشنبه 6 دسامبر ( 15 آذر ) رأس ساعت 3 بعدازظهر در شهر محل سکونت مان یک زنجیره انسانی تشکیل خواهیم داد و اتحاد و همدلی و حمایت خودمان را از جنبش آزادیخواهی مردم ایران و در آستانه روز دانشجو نشان خواهیم داد
ساده ترین و میسر ترین راه برای ابراز حمایت از هم میهنان مان همین است

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
برقرار باد پرچم 16 آدر روز ملی مبارزه با استبداد

Saturday, November 21, 2009

تبلیغ کنید : هر کجای جهان (غیراز ایران) هستید رأس ساعت 3 بعدازظهرروز یکشنبه 15 آذر (6 دسامبر) یک زنجیر انسانی برگزار کنید

هم میهنان گرامی
پس از مدتها ، لازم است ما هم دوباره به خود آییم و در حمایت از خواهران و برادران مان در ایران و نشان دادن همبستگی همه ایرانیان با هم ، اقدام به برگزاری یک زنجیر انسانی در شهر محل سکونت مان کنیم
پیشنهاد می کنم بمنظور نشان دادن هر چه بیشتر اتحاد و همبستگی مان ، رأس ساعت 3 بعد از ظهر روز یکشنبه 15 آدر ( معادل با 6 دسامبر ) و قبل از برگزاری مراسم و تظاهرات اصلی در ایران ، با تشکیل یک زنجیر انسانی در یک مکان مشخص - که تعیین آن بعهده فعالان همان شهر میباشد - 3 هدف اصلی را نشانه بگیریم
1 - نشان دادن اتحاد و همبستگی مان ، پیش از همه به خودمان و تأکید بر این موضوع که جنبش آزادیخواهی و ضد دیکتاتوری ایرانیان زنده تر از همیشه و با قدرت در حال بالیدن است
2 - نشان دادن حمایت و پشتیبانی قاطع مان از هم میهنان داخل کشور و دادن روحیه مضاعف به مبارزین خط مقدم جبهه ضد استبدادی
3 - دادن آدرس دقیق به مردم ، دولت ها و رسانه های کشورهای خارج که فردا روز جهانی حمایت از دانشحویان و مردم آزادیخواه ایران می باشد که بنوبه خود تأثیر بسزایی در عقب کشیدن عوامل کودتا و مزدوران اجنبی ساخته جمهوری اسلامی خواهد داشت

زنده باد آزادی
پاینده با ایران
برافراشته باد پرچم مبارزات ضد استبدادی دانشجویان دلاور ایران

Friday, November 20, 2009

یک پرسش ساده و اساسی : تاکنون اسلام برای ما چه کرده است ؟

یادم می آید که سالها پیش مقاله ای ( یا احتمالاٌ متن یک سخنرانی ) از دکتر سروش را می خواندم
ماجرا برمیگردد به دوره روزنامه جامعه
در جایی دکتر سروش این سؤال را مطرح کرده بود که
" چرا ما بجای اینکه اینهمه بپرسیم ( یا از ما بخواهند ) که ما برای اسلام چه کرده ایم ، یک بار نمی پرسیم که اسلام در طول اینهمه قرون و اعصار و بخصوص در دوران معاصر برای ما چه کرده است ؟ "
بنظر می آید اگر همه ما منصفانه به پاسخ این پرسش فکر کنیم احتمالاٌ می توانیم قدمی هر چند کوچک در راه آزادی میهن مان برداریم
باعتقاد من در طول سالیان اخیر، اسلام ( و اساساٌ هر نوع نگاه ایدئولوژیک دیگر ) بغیر از فلاکت و بدبختی و گمراهی و کج اندیشی چیز دیگری برایمان به ارمغان نیاورده است
بهتر نیست جای اینکه خودمان را به اسلام بدهکار بدانیم ( آنهم بدهی ای که هرگز تمام نمیشود ! ) برای یک بار با نگاهی طلبکارانه به این دین نگاه کنیم و تلاش کنیم هر آنچه از ما گرفته است وصول کنیم ؟
هدف از این نوشتار فقط طرح یک پرسش اساسی است ، بنابراین همگان را به یافتن جوابی در درون خودش دعوت می کنم

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Wednesday, November 18, 2009

از کوزه همان برون تراود که دراوست ! افزایش میزان فساد در همه عرصه ها ناشی از اسلامیت نظام است

گفته می شد که در اواخر دوران رژیم کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، میزان تبعیض بجایی رسیده بود که دولت برای اعضای حزب کمونیست ، خیابانها و خطوط ویژه ساخته بود تا بتوانند بدون دغدغه خاطر و تماس با مردم عادی کوچه و خیابان ، رانندگی کرده و بموقع به مقصدشان برسند . این را تعمیم بدهید به تمام عرصه های زندگی تا حجم و میزان فساد و تبعیض رایج در شوروی سابق را دریابید و البته نیازی به گفتن هم ندارد که چه بر سر آن امپراتوری عظیم آمد ، به شرحی که افتاد و دانید
هدف از طرح این مقدمه این بود که یادآوری کنم که تمام حکومت های مبتنی بر ایدئولوژی سرانجامی غیر از نابودی که آنهم از ناحیه فساد داخلی ناشی می شود ، ندارند
آمار اخیر منتشره توسط سازمان جهانی شفافیت را حتمن دیده اید . آنجا که کشورمان از لحاظ فساد با دهها پله سقوط به رده های آخر در میان کشورهای دنیا نزدیک و نزدیکتر شده است و قص علیهذا
آنچه اما در این میان تأمل برانگیز است این نکته ظریف است که سنگ بنای اصلی در تمام این نابسامانی ها چیزی نیست بجز اسلام عزیز
اسلامیت نظام است که راه را برای تبعیض و فساد هموار میکند
اسلامیت نظام است که اجازه می دهد حکومت هزار فامیل بخود جرأت دهد با کشور و منافع ملی ، بسان ملک طلق پدری عمل کند
اسلامیت نظام است که با تکیه بر آموزه های شرع مقدس ، ساکنان این مرز و بوم را به شهروندان درجه یک و دو و سه و غیره تقسیم می کند
اسلامیت نظام است که به معتقدانش اجازه میدهد هر برداشتی از آن داشته باشند تا جایی که برای حفظ همین اسلامیت ، دست به کشتار و شکنجه و تجاوز و ترور و آدمکشی و .... بزنند
و دهها و صدها مثال عینی دیگر
بقول مثل معروف
از کوزه همان برون تراود که دراوست

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Friday, November 13, 2009

حال که نتوانستیم استادیوم ها را سبز کنیم ، ای کاش هرگز به استادیوم نمی رفتیم ! استادیوم خالی هم سبز بحساب می آید

این یک درد دل دوستانه است
از دیدن فریادهای هلهله و شادی فوتبالدوستان دلم می گیرد
یاد سهراب می افتم
یاد اشکان
دور نرویم ... همین دو قدمی ... یاد احسان می افتم
انصافاٌ بهتر نبود که اگر نمی توانیم استادیوم ها را اندکی سبز کنیم لا اقل آنها را خالی می گذاشتیم ؟
مگر نرفتن به استادیوم ، آن هم فقط برای یک دوره موقت ، چقدر ما را دچار مشکلات روحی و روانی می کند ؟
مبارزه ای به این کم هزینگی کجای دنیا می توان سراغ گرفت ؟
شاید دیگر برای بازی ایران و اردن دیر شده باشد ولی برای بازی های بعدی ( ملی - باشگاهی ) هرگز دیر نیست
تصور دیدن یک استادیوم خالی یا پر از آدمهایی که هر کدام برای تماشای دو ساعت بازی ، صدها هزار تومان خرج روی دست دولت گذاشته اند چه احساس دل انگیزی به آدم می دهد
این فقط یک پیشنهاد است تا نظر همه ایرانیان جه باشد

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
......... پایان مطلب

Thursday, November 12, 2009

یادمان نرود ، شانزده آذر بمراتب از سیزده آبان مهمتر ، مردمی تر و ضد استبدادی تر است

منشأ پیدایش سیزده آبان مردم نبودند. خط و ربط آن را هم مردم ندادند و هرگز مردم ایران به آن افتخار نکردند
سیزده ابان اساساٌ روز خوشنامی در تاریخ معاصر ایران نبوده و نیست و لازم است روزی مردم ایران با یک حرکت دیگر بدنامی این روز را از تاریخ بزدایند
اما شانزده آذر داستانی کاملاٌ متفاوت دارد
بوجود آورندگان شانزده آذر دانشجویانی بودند که به پشتیبانی مردم کوچه و بازار سمبل مبارزه با استبداد شدند و در این راه جان خود را از دست دادند
پس شانزده آذر بسیار بیش از سیزده آبان ریشه در میان مردم دارد و ماهیت آن اساساٌ ضد استبدادی است
شانزده آذر همیشه اسباب افتخار دانشجویان ایران بوده و کسی تاکنون از بابت آن عذرخواهی نکرده است
به دلایل فوق و هزاران دلیل دیگر باید همگی تلاش کنیم که شانزده آذر امسال را به روز لرزه انداختن بر تک تک ستونهای کاخ استبداد دینی بدل کنیم و به تمام جهانیان درس مبارزه و استقامت بیاموزیم
همه با هم پیش بسوی شانزده آذر 88 روز مرگ استبداد

زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

هم میهنان دانشـــــگاهی ام در سراسر جهـــــــان ، همه با هم 16 آذر را جــــــــــــهـانی کنیــــــــــــــم !

از تمام دانشجویان عزیز ایرانی در تمام دانشگاهها و مؤسسات آموزشی جهان خواهش می کنم که از فرصت باقیمانده تا شانزدهم آذر ، استفاده کرده و به هر روش ممکن ، شانزده آذر، تاریخچه آن و اهمیت فراوانش را بخصوص برای جنبش امسال مردم ایران ، معرفی کرده و از همگان بخواهید که از این فرصت طلایی استفاده کرده و ضمن اعلام حمایت و پشتیبانی از جنبش دانشجویی ایران ، مخالفت خود را با کلیه اشکال دیکتاتوری نه تنها در ایران بلکه در سرتاسر جهان اعلام نمایند
بدیهی است انجام چنین حرکتی تأثیر بسیار بسزایی در پیشبرد جنبش آزادیخواهی مردم ایران خواهد داشت
به یاد تمام شهیدان راه آزادی بخصوص شهدای دانشجو که در راه سکولاریسم جان باخته اند
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Tuesday, November 10, 2009

آقای مهندس موسوی عزیز ، بازگشت به گذشته میسر نیست

جناب آقای مهندس موسوی عزیز و گرامی
در خبری به نقل از جنابعالی خواندیم که فرموده اید : مردم خواهان بازگشت به دهه اول جمهوری اسلامی هستند
بعنوان یک ایرانی که خاطرات نه چندان خوشی از آن دوران دارم - و البته شخص جنابعالی را هم مقصر نمی دانم - خدمتتان عرض می کنم که
اول - جوانان امروز این آب و خاک اساساٌ هیچ احساسی نسبت به دهه اول جمهوری اسلامی ( دهه جنگ و کشتار و قتل و اعدام و ترور و .... ) ندارند
دوم - حرکت امروز این جوانان هیچ گونه صبغه بازگشت به عقب ندارد بلکه هر چه هست رو به جلو و آینده روشن و وداع با گذشته دارد

زنده باد آزادی
پاینده ایران

Thursday, November 5, 2009

فقط خواستم بگم که یاد سهراب اعرابی بخیر ... افسوس که چقدر جاش خالیه

امروز با دیدن عکسش دلم گرفت و زدم زیر گریه
خواستم احساسم رو با همه دوستانم در تمام دنیا قسمت کنم
یادش بخیر و راهش پر رهرو
همین

جمهوری مفلوک اسلامی را از اینجا باید شناخت

سیزده آبان برگ زرین دیگری در پرونده مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران بود
شکوه و بزرگی خیزش مردم را تمام جهانیان دیدند و ستودند
نکته زیبای این حرکت ، شرکت مردم در تظاهرات ، بدون اخذ مجوز بود
مجوزی که سردار رادان مردم را تهدید به برخورد کرد اگر دگیرندش
میخواهم به ایشان بگویم که کاری خواهیم کرد که مجبور شود برای رفتن به نماز جمعه هم مجوز بخواهند
این اتفاق خواهد افتاد مطمئنم

زنده باد آزادی
پاینده ایران و ایرانی

Wednesday, November 4, 2009

مهم نیست که اوباما چه می گوید . مهم این است که مردم ایران چه می گویند و چه می خواهند

امروز همه جهانیان دیگر می دانند که دولت کودتایی و نظام جمهوری اسلامی نه جایگاهی مشروع دارد و نه اساساٌ نمایندگی مردم ایران را با خود یدک می کشد
کشور آمریکا هم مانند هر دولت و کشور دیگر بدنبال منافع ملی خود می باشد و نباید انتظار داشت که موضوع پرونده هسته ای را براحتی کنار بگذارد و یکسره سنگ حقوق بشر و احقاق حق مردم ایران را به سینه بزند
واقعیت آن است که این مردم هستند که در معادله قدرت حرف اول و آخر را را می زنند
بنابر این اصلاٌ جای نگرانی نیست اگر می بینیم مثلاٌ آقای اوباما حرف از فراموش کردن مشکلات سی سال گذشته می زند و پیشنهاد آشتی می دهد . البته شکی هم نیست که دولتمردان جمهوری اسلامی برغم تمام ادعاهای پیشین مبنی بر مبارزه با استکبار جهانی و شیطان بزرگ ، براحتی به چنین پیشنهادی پاسخ مثبت خواهند داد و چانه زنی های مرسوم عالم سیاست تنها و تنها برای گرفتن امتیاز بیشتر است و بس
با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن ، مدتهاست که به رویه جاری جمهوری اسلامی چی ها تبدیل شده است و نداشتن پایگاه مردمی روزهای حقیرانه تری را برای دیکتاتور رقم خواهد زد
این دریوزگی و پفیوزی که حکومت جمهوری اسلامی دچارش شده است از آن جمله مصیبتهایی است که درمانی ندارد
اشتباه محاسبه همه این آقایان این است که نقش مردم را به هیچ می انگارند و بزودی ثابت خواهد شد که در معادله قدرت ، حرف اول و آخر را مردم کوچه و بازار و معترضان به اساس دیکتاتوری خواهند زد
بامید آنروز

زنده باد آزادی
پاینده ایران

Tuesday, November 3, 2009

بعنوان یک ایرانی آزاده از بابت اشغال سفارت یک کشور و گروگانگیری اعضاء آن عذرخواهی می کنم

با گذشت سی سال ما با آن درجه از بلوغ فکری و سیاسی رسیده ایم که بتوانیم آثار و تبعات یک اقدام نابخردانه را تشخیص دهیم و آنقدر شهامت داریم که از بابت آن احساس شرم و در نتیجه عذرخواهی کنیم
میتوانستیم در یک اقدام کاملاٌ متمدنانه - که اتفاقاٌ سابقه اش را هم داشتیم - بجای پشت پا زدن به تمام اصول اخلاقی و عرف دیپلماتیک و با رعایت ضوابط مرسوم از امریکا بخواهیم که سفارتش را ( به هر دلیل که ما میخواهیم ! ) تعطیل کند و کارمندانش را از ایران خارج کند و رابطه اش را هم با ما قطع کند . به همین راحتی
بیش از این هم نمی گویم چرا که گفتنی ها را گفته اند
امیدوارم روزی برسد که ما ایرانی ها به جایگاه رفیع بین المللی مان برگردیم

زنده باد آزادی
پاینده ایران
برقرار و پرخروش باد جنبش آزادیخواهانه مردم ایران بخصوص در سیزده آبان

مائیم و ایران و تاریخ و سالها استبداد و مبارزه و آزادی و دموکراسی و 24 ساعت و سیزده آبان

بقول معروف اگر آب دستتان است بگذارید زمین
فردا سیزده آبان است
مثل آب خوردن میتوان فردا را برای ابد در تاریخ ایران ماندگار کرد
میتوان از سیزده آبان روزی ساخت تاریخی
میتوان لرزشی بر کاخ استبداد انداخت که برای ابد نتواند سر پا بماند
میتوان به همه دنیا فهماند که میشود استبداد دینی و دیکتاتوری مذهبی و عمله کودتا را در چشم به هم زدنی به زباله دانی تاریخ انداخت
منتظر حضور سبزتان هستیم
ایران را در میانه پاییز سبز کنیم
زنده باد آزادی
پاینده ایران

Sunday, November 1, 2009

درخواست از کلیه بالاگران سبز : خواهشمند است در این سه روز باقیمانده فقط به 13 آبان بپردازید

بالاگران عزیز و گرامی سبز
وقت تنگ است
مائیم و سه روز تا روزی که به جرأت میتوان گفت که میتواند پرشکوهترین روز تاریخ سی سال اخیر ایران باشد
پس همه با هم تلاش کنیم که مسئولیت تاریخی خودمان را به نحو احسن انجام و حق مطلب را چنانچه باید و شاید ادا کنیم
خدا قوت
مخلص همه شما - یک بالاگر کوچک
زنده باد آزادی
پاینده ایران دموکراتیک

Friday, October 30, 2009

آقای خامنه ای ما میخواهیم که تو نباشی ! همین

خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای

لطفاٌ برو گم شو و بمیر

ختم کلام

امضا - همه ایرانیان با غیرت

Thursday, October 29, 2009

شرح اعدام بابک خرم دین/ بابک : ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد

اعدام بابک خرمدین


روز قبل از اعدام ، خلیفه با بزرگان مشورت كرد كه چگونه بابك را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند. بنا بر نظر یكی از درباریان قرار برآن شد كه وی را سوار بر پیلی كرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ كردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابك را در رختی زنانه و بسیارزننده و تحقیركننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند.

پس ازآن مراسم اعدام بابك با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سكوی مخصوصی كه برای این كار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنكه همه‌ی مردم بشنوند كه اكنون دژخیم به بابك نزدیك میشود و دقایقی دیگر بابك اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اكناف با صدای بلند بانگ میزدند :

نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند .

ابن الجوزی مینویسد كه وقتی بابك را برای اعدام بردند خلیفه دركنارش نشست و به او گفت: تو كه اینهمه استواری نشان میدادی اكنون خواهیم دید كه طاقتت دربرابر مرگ چند است!

بابك گفت: خواهید دید.

چون یك دست بابك را به شمشیر زدند، بابك با خونی كه از بازویش فوران میكرد صورتش را رنگین كرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین كردی؟ بابك گفت: وقتی دستهایم را قطع كنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت كه رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونین كردم تا زردیش دیده نشود .

به این ترتیب دستها و پاهای بابك را بریدند . چون بابك برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شكمش را بدرند. پس از ساعاتی كه این حالت بربابك گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا كند. پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابك را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد .

آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ( چنین بوده است :

تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت !

(( این ر ا بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد ))

من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .

و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :


((( پاینده ایران )))

13 آبان دست در دست هم برای دستیابی به ایرانی آباد و آزاد


Wednesday, October 28, 2009

برپــــــا خیـــــز، از جــــا کــن، بنـــــــــای کـــــــــــاخ دشـمـــــــــن …

این سرود از خیزش سال 57 مردم ایران به یادگار مانده است و همچنان زیبا و زنده است
این سرود آزادیخواهان جهان را سال هاست همراهی می کند. با آن بر پا خاسته اند، جنگیده اند، راه دشوار پیموده اند، گریسته اند و پیروز شده اند؛ در شیلی، در ایران، در فیلیپین، در یونان و پرتغال … و اکنون دوباره در ایران!
ویکتور خارا در آخرین لحظه های زندگی خود گیتارش را برداشت و آن را خواند
سیاوش کسرایی، شاعر بزرگ، سرود را به فارسی برگردانده است. سرود را میان همگان پخش کنیم!
ترجمه زیبای آن را بخوانید

بر پا خیز از جا کن بنای کاخ دشمن

چو در جهان قیود بندگی

اگر فتد به پای مردمی

به دست تو ست

به رای مشت توست

رهایی جهان ز طوق جور و ظلم

به پا کنیم قیام مردمی

رها شویم ز قید بندگی

هم پاییم همراهیم همرزمیم همسازیم

برخیزیم پیروزیم

برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن

برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن

ز هر کجا نشان ز ثروت است

ز حاصل تلاش کارگر است

زمین غنی ز رنج برزگر

ز همتش شود ز دانه خرمنی

به پا کنیم قیام مردمی

رها شویم ز قید بندگی

اگر شود صدای ما یکی

به خشم خود شرر به پا کنیم

پیام تو به جاودان نهیم

به پای خلق

چو جان خود فدا کنیم

به پا شود قیام مردمی

رها شویم ز قید بندگی

هم پاییم هم راهیم هم رزمیم هم سازیم

جان بر کف برخیزیم

برخیزیم پیروزیم

برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن

برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن


حذف یارانه ها ، تقدیر احمدی نژاد و اربابش از مردم بخاطر شرکت در انتخابات است

آیا وقت آن نرسیده که همان دو - سه ملیون طرفدار احمدی نژاد از خود بپرسند که این چه دستخوش و دست مریزادی بود که دولت منتخبشان گذاشت کف دستشان ! ؟
آیا اینان ( منظورم مردم واقعی کوچه و بازار است نه مزدوران و چاقوکشان و کلاهبرداران و رانت خوران و ... ) از خودشان نمیپرسند که حال که در میانه بحران اقتصادی بسر می برند و درآمد و قدرت خریدشان ساعت به ساعت پائینتر می آید ، این چه دولت مردمی ای است که به جای هزینه کردن برای اقشار ستم کشیده ای که ادعای طرفداریشان را دارد ، دایم دارد بر طبل آشوب و ناآرامی در تمام منطقه میکوبد و پول مردم را مثلاٌ خرج ارسال اسلحه به آشوب طلبان یمن میکند ... این ها را گفتم که بقول معروف حجت را بر همین تعداد طرفداران ناآگاه دولت کودتایی تمام کرده باشم . اینان اگر واقعاٌ طالب یک زندگی آرام هستند و ریگی به کفششان نیست دیگر باید بفکر سفره منزلشان باشند چرا که آدم گرسنه دین و ایمان ندارد
من آنچه شرط بلاغ بود با ایشان گفتم
حال می خواهند یا پند گیرند یا ملال
به هر حال 13 آبان نزدیک است و فرصت مناسبی برای سر دادن صدای اعتراض به گرانی و حذف یارانه ها هم هست
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Monday, October 26, 2009

عمر اختناق و دیکتاتوری دقیقاٌ سی سال است ، نه یک روز کمتر و نه یک روز بیشتر

به جرأت میتوان گفت که سیزده آبان پنجاه و هشت نقطه آغاز دیکتاتوری و اختناق و سرکوب حرکت های آزادیخواهانه مردم ایران است و بنظر میرسد دقیقاٌ پس از سی سال قرار است سیزده آبان هشتاد و هشت شروع مرحله اجرایی براندازی رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی باشد
اختناقی که با اشغال سفارت آمریکا - و زیر پا گذاشتن بدیهی ترین اصول مدنیت - و در پی آن با قطع روابط سیاسی ایران با جامعه جهانی آغاز شد و در تمام عرصه های زندگی مردم ایران ریشه دواند ، با آغاز جنگ خانمانسوز ایران و عراق و سرکوب تمام حرکت های آزادیخواهانه مردمی ، نهایتاٌ منجر به تبدیل جمهوری اسلامی به فاشیست ترین حکومت عصر حاضر گردید
اینک صدای تیک تیک ساعت انفجار شیشه عمر جمهوری اسلامی بگوش میرسد
صدایش آنقدر بلند است که حتا دایناسوری بنام جنتی نیز دو هفته پیش آن را شنید

پاینده ایران
زنده باد آزادی

Saturday, October 24, 2009

آقای خامنه ای ، لطفاٌ تمام طرفداران و سینه چاکان و مزدورانت را برای سیزده آبان بسیج کن ... هنگامه ی تسویه حساب است

آقای خامنه ای ، لطفاٌ تمام طرفداران و سینه چاکان و مزدورانت را برای سیزده آبان بسیج کن ... هنگامه ی تسویه حساب است
بقول شاعر : بیار تا چه داری ز مردی و زور
سیزده آبان روزی است که حقارت دیکتاتور بیش از هر کس بر خود او آشکار میگردد
زنده باد جنبش فراگیر سبز مردم ایران
پاینده باد ایران

Friday, October 23, 2009

از اینکه می بینم که بالاترین هم در تسلط کامل سبزهاست ، به خود می بالم و به بالاترین تبریک میگویم

سایت بالاترین بسیار نقش بسزایی در اطلاع رسانی و توسعه اندیشه آزادیخواهی در میان نسل جوان ایران دارد
هماهنگی چشمگیر جوانان در برگزاری کلیه مراسم و اعتراضات مردمی ، عامل اصلی پیشرفت جنبش سبز بوده ، هست و خواهد بود
من بخشی از اعتبار این هماهنگی و پیشرفت را به سایت بالاترین می دهم و از مدیران آن میخواهم بیش از پیش در کنار جنبش سبز مردمی ایران باشند تا آنزمان که دیگر برای اطلاعرسانی نیاز با بالاترین ها نداشته باشیم
تنها اسمی که میتوان بر این عمل نهاد ، همانا فقط " ایثار " است

زنده باد آزادی

حمله به مراسم دعای کمیل ، مقدمه حمله به عزاداری ماه محرم است

رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی و دولت کودتایی دست نشانده آن ، نشان داده است که برای حفظ بقای خود حاضر به انجام هر کاری از جمله زیر پا گذاشتن اساسی ترین حقوق انسانی شهروندان است
حمله به مراسم دعای کمیل در منزل یکی از بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات و بازداشت تنی چند از شرکت کنندگان از جمله خانواده و همسر عده ای از محبوسین اوین ، قطعاٌ آخرین مورد از اینگونه اعمال غیر انسانی نخواهد بود
بنظر می رسد مقامات رژیم دارند جامعه و افکار عمومی را برای برخوردهای دیگر از این دست آماده می کنند و این حمله می تواند نشانه آشکاری باشد از آنچه ممکن است در ماه محرم و در ضمن مراسم عزاداری رخ دهد
اینها همه نشانه ضعف و زبونی رژیم دیکتاتوری است و بیش از هر زمان دیگر این پیام را با خود به همراه دارد که : ما پیروزیم

زنده باد آزادی
پاینده ایران
برقرار باد جنبش دموکراتیک ایرانیان

Sunday, October 18, 2009

روز سیزده آبان ، روز دوستی ملت های ایران و آمریکا هم می تواند باشد

دشمنی و خصومت بس است
بر طبل خشونت کوبیدن بس است
فریاد مرگ بر این و آن دادن بس است
امسال همه دنیا با چهره واقعی مردم ایران روبرو خواهد شد
امسال در ایران هیچ تظاهراتی دولتی نیست و هر آنچه دیده می شود واقعی است
امسال به تمام دنیا و بویژه مردم آمریکا نشان خواهیم داد که همانگونه که خود ما از آتش زدن پرچم کشورمان بدمان می آید و تاب تحملش را نداریم ، آنها نیز این حق را دارند و وقت آن است که با ما در فریادمان بر سر همه کسانی که نه حق ایشان را و نه حق خود ما را به رسمیت می شناسند ، همراه شوند و همه با هم یکصدا ندای آزادی سر دهیم و همه دیکتاتوران را به مرگ و نابودی بکشانیم
امسال سال دوستی و پیمان مجدد برادری و برابری مردم ایران و آمریکاست

زنده باد آزادی
پاینده ایران
برافراشته باد پرچم عدالت و دوستی و برادری در تمام جهان

Saturday, October 17, 2009

آیا سقوط جمهوری اسلامی مهمترین خبر سال 2009 نخواهد بود ؟

سیزده آبان را هزاران هزار بار تکرار می کنیم
چون روز دانش آموز است
چون مقدمه روز دانشجوست
چون فراهم آورنده زمینه فرو آوردن آخرین ضربه کاری بر پیکر جمهوری اسلامی و شخص خامنه ای خواهد بود
از احمدی نژاد نمی گویم چون هنوز هم او را بازیچه و مهره ای بیش نمی دانم
راستی از سال 2009 چقدر باقی مانده ... حدود 75 روز
یادمان باشد که مرگ دیکتاتوری ها همیشه در 75 دقیقه اتفاق می افتد

پس پیش بسوی ثبت خبر " سقوط رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی " بعنوان مهمترین خبر دهه اول قرن بیست و یکم و سال 2009

زنده باد آزادی
پاینده ایران

Wednesday, October 14, 2009

سیزده آبان امسال منتظر عذر خواهی کسانی هستیم که 30 سال پیش آبروی کشور عزیزمان را در تمام جهان بردند

Align Rightبه آقایان عبدی ، اصغرزاده ، بیطرف ، موسوی خوئینی ها ( آمر ) و همه کسانی که در روز سیزده آبان سال پنجاه و هشت ( دقیقاٌ سی سال پیش ) طی یک حرکت زشت و غیر دیپلماتیک و غیر متمدنانه ، اقدام به بالا رفتن از دیوارهای سفارت وقت آمریکا در تهران کرده و باعث این آبروریزی و بدنامی شدند
شاید بتوان ریشه خیلی از مصیبت ها و بدبختی ها و گرفتاری ها ی سی سال اخیر را در همین حرکت نابخردانه دانست
جنگ هشت ساله ، ایجاد اختناق موجود ، محرومیت ها ی سیاسی و اقتصادی میهن مان که در تمام عرصه های زندگی از سقوط پیاپی هواپیماهای روسی اجاره ای گرفته تا پرداخت بهایی گاه تا چند برابر برای اکثر ملزومات صنعتی و پزشکی و دارویی و غذایی و چه و چه که جان و مال و ابروی مردم بینوا را به نابودی کشانده است

با درک تمام این واقعیت های تلخ و با توجه به آنجه هم اکنون در کشورمان می گذرد لازم است تمام این آقایان در یک اقدام مردانه و متمدنانه ، سینه ستبر کنند و از کار زشتشان عذرخواهی و اعلام برائت کنند و با این حرکت وفاداری شان را به آرمانهای واقعی و حق طلبانه مردم نشان دهند

این آخرین فرصت برای این اقدام شجاعانه است و بعد از این هم مقبول نیست

آقای کلهر ، آدمی که یک ساله دخترشو ندیده حیف نام مقدس " پــــــدر " که روی خودش بزاره

آقای کلهر

نگارنده این سطور پدر دو دختر است
بعنوان یک پدر پشتم لرزید وقتی شنیدم سینه ستبر کردی و برای توجیه عمل احمقانه و زشت حمایت از احمدی نژاد ، ادعا می کنی که یک ساله دخترتو ندیدی

روش و منش سیاسی به درک
مشاور احمدی نژاد یا هر خر دیگری بودن به جهنم
شما پدر که سهله ، آدم هم نیستی
راستی آقای کلهر ، شما بدلیل منش سیاسی ، با همسرتان متارکه کردید یا با فرزندتان ؟


ایکاش شرافت خودکشی را درک میکردی و ایران رو از لکه ننگ وجود خودت پاک میکردی

Tuesday, October 13, 2009

بالاخره بعد از 1400 سال ، امسال قرار است امام حسین و ابوالفضل به درد ما بخورند

بعد از 13 آبان و 16 آذر ، امسال جداٌ چشم ما به جمال محرم روشن
ماهی سرشار از اجتماعات شبانه روزی در سرتاسر ایران
ماهی با تظاهرات و مراسمی چون تاسوعا و عاشورا و دهه اول و دهه دوم و دهه سوم و شب قتل و شب سوم و شب هفت و غیره و غیره
از همه مهمتر اینکه ماه محرم اساساٌ ماه سبز است

تصور کنید بر عکس هر سال که رژیم با لطائف الحیل از جمله دادن پول و سهمیه و برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی و تبلیغات سنگین ، ملت را تشویق به عزاداری می کرد ، امسال از مردم اصرار و از رژیم انکار . مردم میخواهند به عزاداری بروند و رژیم اجازه نمی دهد

اینجاست که باید اعتراف کرد که بالاخره بعد از هزار و چهارصد سال از هجوم اعراب به ایران ، شاهد خواهیم بود که اشخاصی مانند امام حسین و عباس و علی اصغر و علی اکبر و که و که بدرد این مردم بینوا خواهند خورد

پاینده ایران

زنده باد آزادی و سکولاریسم

امکان احضار آقای کروبی به دادگاه ویژه روحانیت

در خبرها آمده که

دادستان عمومی و انقلاب تهران روز سه‌شنبه از تشکیل پرونده‌ای علیه مهدی کروبی در دادسرای ویژه روحانیت در مورد «ادعاهای» او مبنی بر تجاوز به معترضان پس از انتخابات خبر داد.

به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، همچنین گفته است که کمیته ویژه قوه قضاییه در این زمینه «پرونده‌ای را به دادستانی ارجاع کرده که در دست رسیدگی است».

مهدی کروبی، دومین رقیب اصلی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری اخیر که به اعتراضاتی گسترده و بی‌سابقه در ایران انجامید، مردادماه گذشته در نامه‌ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، نوشت که اخبار تکان‌دهنده‌ای از «تجاوز وحشیانه به دختران و پسران بازداشت‌شده» شنیده است.

آقای کروبی یک هفته بعد نامه خود را در رسانه‌ها منتشر ساخت و با این کار واکنش گسترده مقامات جمهوری اسلامی و حامیان رئیس دولت دهم را برانگیخت.

از جمله علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پی رسانه‌ای شدن نامه مهدی کروبی درباره شکنجه و آزار جنسی در زندان‌ها بلافاصله واکنش نشان داد و اعلام کرد که «هیچ موردی» از آزار و تجاوز جنسی بازداشت‌شدگان پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک و زندان اوین دیده نشده است.

این در حالی است که همزمان با افزايش حملات طرفداران دولت به آقای کروبی به دليل درخواست بررسی احتمال تجاوز به بازداشتی‌ها، مجيد انصاری، عضو مجمع روحانیون مبارز و مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا اعلام کرد که «اصل قضيه ثابت و گزارش آن برای مقامات ارسال شده است».

آقای انصاری که عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست گفته بود که «با کمال تاسف اين‌ها صحت دارد و آدم بايد به قول اميرالمومنين آرزوی مرگ کند که در جمهوری اسلامی کار به اينجا برسد که چنين فجايعی رخ دهد... نه يک مورد بلکه متعدد بوده است».

اوایل شهریورماه نیز یک نماینده مجلس به پارلمان‌نیوز، پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس، گفته بود که «متاسفانه به برخی از بازداشت‌شدگان به وسیله باتوم و شیشه نوشابه تجاوز شده و این امر برای کمیته ویژه محرز شده است».

آقای جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، روز سه‌شنبه همچنین از احضار افرادی به خاطر این پرونده خبر داده، اما نامی از آنها نبرده است.

تشکیل پرونده علیه مهدی کروبی در حالی صورت می‌گیرد که به گفته خبرگزاری رویترز به دلیل محبوبیت فراوان او در میان مردم ایران هر گونه تلاش برای دادگاهی کردن «شیخ اصلاحات» به اعتراضات تازه در ایران دامن خواهد زد.

در جريان اعتراضات پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری، چهار هزار نفر از فعالان سياسی، مدنی، روزنامه‌نگاران و مردم عادی توسط نيروهای امنيتی و بسيجی بازداشت و تعداد زيادی از آنها به نقاط نامعلومی انتقال داده شده‌اند.

Monday, October 12, 2009

این فقط یک یادآوری است : مــــــــــا پیـــــــــــــــــــــــروزیــــم

میخواهم به خودم و به همگان یک بار دیگر یادآوری کنم که هرگز در تاریخ هیچ حکومتی نتوانسته است بر هیچ جنبش مردمی پیروز شود ، معنای دقیق این جمله این است که

ما حتمن پبروزیم

چون

راه دیگری وجود ندارد

Sunday, October 11, 2009

درخواست از محسن سازگارا : لطفاٌ به نماز سبز جمعه بیشتر بپردازید / کلید اصلی پویایی جنبش سبز همین است

جناب آقای دکتر محسن سازگارا

با سلام و احترام

خواهشمند است ضمن بررسی امکان انجام پذیری موضوع فوق ، نسبت به اطلاع رسانی و ارائه شیوه های مختلف چگونگی حضور مردم در نمازهای جمعه - این فرصت های هفتگی و طلایی موجود - اقدام مقنضی مبذول فرمایید

با سپاس فراوان

ارادتمند - یک سبز

پاینده ایران و زنده باد آزادی

از سیزده آبان ، روز دانش آموز تا شانزده آذر ، روز دانشجو ، تمام 34 روز را سبز خواهیم کرد

امسال همه مناسبتها با همیشه فرق دارد
چنانچه شاهد بودیم ، شب قدر و روز قدس و نماز جمعه و مسابقه فوتبال و هر مناسبت دیگری را که مردم اراده کردند بطور کامل در انحصار و مصادره جنبش خود قرار دادند
قابل پیش بینی بود که سیزده آبان نیز مانند سایر مناسبتهای چند وقت اخیر ، مورد بی مهری و کم لطفی دیکتاتور قرار گیرد و در حد یک مناسبت نخ نما شده غیر قابل اعتنا معرفی گردد
اما اینبار نیز جنبش سبز ، حضور قدرتمند خود را به دیکتاتور تحمیل خواهد کرد و نحسی سیزده را بر طالع جمهوری اسلامی خواهد افزود
و این مقدمه ای خواهد شد برای شانزده آذر
34 روزی که خواب راحت را از چشم دیکتاتور و نوکرانش خواهد ربود و برگ زرین دیگری بر دفتر شور و حماسه ایرانیان اضافه خواهد کرد

پاینده ایران

زنده باد آزادی

Friday, October 9, 2009

برنده واقعی جایزه صلح نوبل ، مردم آمریکا و انتخابشان هستند و باید به نماینده شان ، آقای اوباما داده می شد

با انتخاب آقای اوباما برای دریافت جایزه صلح نوبل - و به رغم احترام فوق العاده ای که برای شخص ایشان قائلم - بیشا از هر زمان به سیاسی بودن این کونه انتخاب ها پی بردم
واقعیت این است که شخص آقای اوباما ، خود موضوع یک فرایند صلح آمیز و نشاهدهنده تلاش ها و مجاهدت های فراوانی است که در طول سال ها برای برقراری صلج و دوستی و آشتی ملی بعمل آمده اند
بنابراین بنظر من بسیار بهتر می بود که این جایزه به تمام مردم آمریکا ، بعنوان یک بدنه متحد تعلق می گرفت و البته کسی بهتر از آقای اوباما برای نمایندگی مردم آمریکا و دریافت جایزه نبود
برنده واقعی جایزه صلح نوبل ، مردم آمریکا و انتخابشان هستند و باید به نماینده شان ، آقای اوباما داده می شد
به هر حال دریافت این جایزه را به جناب آقای باراک اوباما تبریک عرض می کنم و برایشان آرزوی موفقیت های بیش از پیش در راه برقرری صلح جهانی دارم

زنده باد آزادی و دموکراسی برای تمام مردم جهان

Thursday, October 8, 2009

بزرگترین فرصت سوزی جنبش سبز

آیا از دست دادن فرصت تاریخی رفتن به نماز جمعه های هر هفته را - فارغ از اینکه کدام خری آن جلو می ایستد - یک فرصت سوزی برای جنبش سبز نمی دانید ؟ من هنوز هم بر این باورم که بهترین و طلایی ترین فرصت برای تقویت همبستگی و قدرتنمایی جنبش همین مناسبت هفتگی است ... چه باک از اینکه جمهوری اسلامی مجبور شود نماز جمعه را هم ببندد ... گو ببندد ... چنانچه موافقید چه راهکاری برای جا انداختن این مهم پیشنهاد می کنید

Tuesday, October 6, 2009

برای داشتن یک ایران هسته ای قدرتمند و دموکراتیک و عاری از دیکتاتوری جمهوری اسلامی تا آخرش هستیم

اگر چه بشدت با پدیده ای تحت عنوان سلاح اتمی مخالفم ولی با روند کنونی جهان ، نگاه واقع بینانه آنست که به راحتی و به زودی شاهد خلع سلاح جهانی نخواهیم بود
ترجیح می دهم اگر قرار باشد روزی قدرتهای اتمی جهان بر سر میز مذاکره ای بنشینند که نتیجه اش خلع سلاح هسته ای باشد ، ایران هم یکی از کشورهای دور این میز باشد بنابر این نه تنها با هسته ای شدن ایران و حتا داشتن بمب اتمی مخالف نیستم بلکه به آن افتخار هم می کنم ... معنی نداره ! پاکستانی ها ، هندی ها و اسرائیلی ها به ما فخر بفروشند ... ما که از اونا چیزی کم نداریم ..... تنها چیزی که نمیخوام بهیچ عندان ببینم ، اینه که این اتفاق ها در زمان حیات جمهوری اسلامی بیفته ... نه ! با جمهوری اسلامی نه ! دنیا بداند که ایران ، پس از جمهوری اسلامی حتمن هسته ای خواهد شد ، چه بخواهند و چه نخواهند
مردم ایران ثابت کرده اند که به هر آنچه بخواهند دست پیدا خواهند کرد
بعنوان یک ایرانی از داشتن نظامی استبدادی با مشخصات جمهوری اسلامی احساس سرافکندگی می کنم و داشتن هر نوع سلاح هسته ای را در این مقطع مصداق بارز " تیغ تیز در کف زنگی مست " می دانم
پس پیش بسوی ایرانی عاری از جمهوری اسلامی و مجهز به تمام ارکان مختلف قدرت و در صدر همه آنها : قدرت مردم

Monday, October 5, 2009

ورژن جدید افسانه سه برادر ! ؟ آیا جواد لاریجانی خواب جدیدی دیده است ؟

محمد جواد اردشیر لاریجانی را همگان می شناسید
- رئیس دائمی کمیته ملی فیزیک
- معاون دائمی قوه قضائیه
- مشاور دائمی امور خارجی رهبر و اکبرو اصغر و تقی و نقی و سکینه و رقیه و همه و همه
- مدیون دائمی رژیم پهلوی به جهت دادن بورس تحصیلی ایشان در آمریکا به رغم سوابق نامطلوب و جفتک پرانی و پرتاب ذرت و غیره
و ... و ... و
- جریان لاری گیت را هم حتمن بخاطر دارید :
جریانی که موقعیت سیاسی او را خدشه دار کرد و آن دیدار بدون اجازه جواد آقا با "نیک براون" وزیر خارجه وقت انگلیس بود. آن هم درست در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری سال 76 که منجر به پیروزی آقای خاتمی و شکست سنگین کاندید مورد حمایت ایشان ، ناطق نوری شد . جواد آقا که صابون جانشینی ولایتی را در وزارت امور خارجه را به شکمش زده بود در این دیدار بحران زا خود را لیبرال معرفی کرد و مخالف گروگان گیری، اشغال سفارت آمریکا و فتوای قتل سلمان رشدی جلوه داد. تلاشهای بعدی لاریجانی به ثمر نرسید و هر چند که بیشتر خود را از باتلاق "لاری گیت" بیرون می کشید، بیشتر در آن فرو می رفت.
او در آرزوی آن بود که "کیسینجر" حکومت اسلامی بشود اما ناکام ماند.
از همان زمان هم تقریباٌ در حالتی مشابه کما فرو رفت و خفقان مطلق گرفت
چندی است که این جواد آقا دوباره فعال شده
اینجا و آنجا سخنرانی می کند و مکنونات ذهن پوسیده اش را در فضای انقلابی ایران پخش می کند
جالب است بدانید که ایشان برادر بزرگتر روسای فعلی دو قوه قضائیه ( صادق ) و قوه مقننه ( علی ) است
آیا با وجود دو برادر در رأس دو قوه، فرصتی به جواد آقا داده خواهد شد که نسخه های جدید برای "تمامیت خواهان" نوشته شود؟

آیا ایشان نقشه ریاست قوه سوم ( مجریه ) را در سر ندارد ؟
آیا افسانه سه برادر به واقع در کشور ما در حال تکوین است ؟
مطمئنم ایشان به آرزوی دیرینه اش خواهد رسید اگر جوانان و بخصوص دانشجویان اجازه دهد
آینده همه چیز را روشن خواهد کرد

Sunday, October 4, 2009

به احمدی نژاد و اعوان و انصارش : جرأت دارین آفتابی بشین ... همه جا رو براتون ناامن می کنیم

حوادث چند روز اخیر رو همه دیدید
- رفتن کامران دانشجو به دانشگاه صنعتی
- رفتن حداد عادل به دانشگاه تهران
- جرأت نکردن احمدی نژاد برای رفتن به دانشگاه جهت افتتاح سال تحصیلی
- هو شدن سفارشی جواد آقا در دانشگاه صنعتی
- ناتوانی معاون وزیر ارشاد در سخنرانی در مراسم تشییع شادروان پرویز مشکاتیان
و..و..و
همگی گویای یک واقعیت هستند و آن اینکه
*** از این پس هیچ جای ایران برای اصحاب کودتا و عمله استبداد امن نیست
شاهد هم اینکه دقیقاٌ به همین دلیل است که احمدی نژاد ماه هاست جرأت رفتن به یک سفر استانی که سهل است ، حتا توان رفتن تا حضرت عبدالعظیم را هم ندارد
بقول این شعار زیبا که : تا احمدی نژاده ( یا تا احمدی نژاته ! ) هر روز ( و هر جا ) همین بساطه
یا بقول شاعر : دست و پا بسته شغالی چه کند در کف شیر

زنده باد آزادی
پاینده و برقرار باد جمهوری دموکراتیک ایران

در عرصه مبارزات مدنی ایرانیان و جنبش سبز آزادیخواهی ، نمره 20 را باید به دانشجویان داد

از شانزده آذر 32 که آن سه آذر اهورایی جان خود را در راه آزادی میهن فدا کرده و ققنوس هایی شدند که برای همیشه تاریخ سر از زیر آتش بیرون می آورند و هر سال درس آزادگی و میهن پرستی مان می دهند تا همین امسال ، همیشه دانشجویان ایرانی سر قافله و پیشروی مبارزه با ستم و خودکامگی بوده اند . اساساٌ طبع آزاد منش دانشجویان را با هیچ گونه استبدادی سر آشتی نیست و این بار نیز قطعاٌ آخرین باری نخواهد بود که دیکتاتور در مقابل دانشجویان سر ذلت و خواری فرود می آورد

درود به شرف همه آزادگان بویژه دانشجویان غیرتمند ایرانی

Thursday, October 1, 2009

آقای گنجی،آقایان موسوی و کروبی رهبران کف خواسته های مردم ایران هستند

آقای گنجی عزیز،آیا می توان با یک نظام تمامیت خواه مبارزه کرد و ساختار شکن نبود؟ آیا شعار مرگ بر دیکتاتور مردم را اگر ساختار شکنی ندانیم کج سلیقگی نیست؟ آیا آقایان موسوی و کروبی(ودر ادامه بقول شما خاتمی و منتظری)رهبران واقعی این جنبش هستند یا مردم؟ آیا هیچکدامشان جرأت دارند مثلاٌ مردم را به آرامش و خانه نشینی دعوت کنند؟ اصلاٌ آقای گنجی خود شما در کجای معادله ایستاده اید؟راستی مانیفست جمهوری خواهی یادتان هست؟ آنجا که بدلایل قانون اساسی نوشته اید جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست؟ گیریم که شما توانستید همه مبارزان خارج از کشور را بتارانید؟ آیا صورت مسئله را پاک کرده اید؟ واضح است که کسی با تحریم های اقتصادی موجود موافق نیست و اگر هم باشد تعدادشان آنقدر نیست که شما قلم رنجه فرمایید و آنچنان بر او بتازید ... دوست دارم یک موضوع را که محل اصلی اختلاف نظر من با شماست دوباره بیان کنم و آن اینکه : جهت تصمیم گیری در خصوص نوع مبارزه از پایین به بالاست و نه از بالا به پایین ... ملاک مشروعیت هر حرکتی هم بر عکس بیان شما صرفاٌ تأیید آقایان موسوی،کروبی و دیگران نیستند بلکه خود این آقایان نیز مشروعیتشان را از آنجایی میگیرند که تا چه پایه خودشان را با خواسته های مردم منطبق کنند

Tuesday, September 29, 2009

هم میهنان خارج از کشور ، نوبتی هم باشه نوبت ماست

Align Rightهم میهنان ، بهوش باشید
دستهایی در کار است تا تصویری دگرگون از آنچه در میان ما می گذرد به عزیزان داخل کشور ارائه دهد
با گذشت بیش از سه ماه از شروع جنبش سبز آزادیخواهی ایرانیان شاهد عمیق شدن هر چه بیشتر میزان فهم و آگاهی همگانی از دموکراسی و آزادی و نیز غلبه بیش از پیش عقلانیت بر احساسی گری هستیم
امروز ، دیگر سرعت تحولات جنبش بحدی زیاد است که علاوه بر منفعل کردن دشمن ، باعث نوعی عقب ماندگی خارج نشینان از هم میهنان داخل کشور شده است
با تشبیه این جنبش به یک جنگ تمام عیار ، بی شک هم میهنان داخل حکم از جان گذشته خط مقدم جبهه را دارند و این بدان معناست که ما ( خارج کشوری ها ) در حکم تدارکاتچی جبهه هستیم و نقشمان علاوه بر دادن روحیه به سربازان ، شامل ریختن آتش تهیه نیز هست
به انحراف کشاندن تمرکز دشمن تا دندان مسلح به زور و قدرت و پول ( البته قدرت کاذب ) از جمله مهمترین وظائف ماست
در این راستا لازم است که تا حد امکان و با حداکثر استفاده از فضای آزاد موجود در کشورهای دیگر دنیا اعم از اروپایی و آمریکایی و آسیایی و استرالیایی ، با برنامه ریزی و تدارکات هماهنگ ، نسبت به برگزاری تجمعات اعتراضی فراگیر اقدام کنیم
کافی است بر روی یک تاریخ و مناسبت سنگین توافق کنیم
براحتی میتوان یک تجمع جهانی در بیش از یکصد و ده شهر دنیا برگزار کرد و یکبار دیگر به همه جهانیان ، به همه دشمنان آزادی و از همه مهمتر به همه هم میهنانمان اعلام کنیم که ایرانی هر کجا که باشد قلبش در ایران می تپد

هیچ طرحی بدون تأیید مردم معترض و اعضای جنبش سبز مشروعیت ندارد و به جایی نمیرسد

شنیدیم که جمعی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در صدد تهیه طرحی هستند تا بتوان مشکلات جاری مملکت را حل کرد
بدیهی است چنانچه در بیانیه نهایی مجلس فرمایشی خبرگان رهبری دیدیم از هیچکدام از نهادهای منتصب دیکتیاتور نمیتوان توقع داشت که بر خلاف خود دیکتاتور و در راستای احقاق حق مردم قدمی بردارند
این موضوع شامل حال مجمع فرمایشی نیز هست
بنابراین حتا نیازی به پیش بینی هم ندارد که از این جماعت هم بخاری برنخواهد خاست
مردم مشکلشان را بهتر از هر کسی می شناسند و بهتر از هر کس دیگری می توانند آن را حل کنند
شعار " مرگ بر دیکتاتور " خود گویای این واقعیت است
مردم از ار کس یا نهادی که بوی انتصاب بدهد بیزارند
به آقای رفسنجانی هم عرض می کنم که
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید
شما بروید و مشکلات شخصی خودتان را جداگانه - و نه به نام مردم - حل کنید

Monday, September 28, 2009

جنبش 88 بر خلاف انقلاب 57 دزدیدنی نیست

بیایید یک بار دیگر تحولات چند ماه اخیر ایران از جمله جنبش آزادیخواهی و حق طلبی مردم داخل کشور و چگونگی حمایت های بیدریغ ایرانیان سرتاسر دنیا از هم میهنان را با همدیگر مرور کنیم
باعتقاد من ویژگی بارز این جنبش ، آگاهی و دانش سیاسی و اجتماعی برپاکنندگان آن است
در این جنبش برای اولین بار شاهد جایگزینی مقوله حق با مقوله تکلیف در نزد ایرانیان و همچنین جابجایی موقعیت و نسبت بدنه اصلی جنبش با کادر رهبری ( شما بخوانید هماهنگ کنندگان ) آن بودیم
در این مقال در پی بازشناسی این جنبش نیستم که در این باب زیاد گفته اند و شنیده ایم و پس از این هم خواهند گفت
آنچه اما در این نوشتار در پی آن هستم این است که چرا این جنبش بر خلاف انقلاب " اسلامی " 57 قابل مصادره و در نتیجه انحراف نیست
به باور من اطلاق کلمه انقلاب با آنجه در سال 57 در ایران اتفاق افتاد کمی کج سلیقگی میخواهد ، بعنوان دلیل سوالی مطرح می کنم و آن اینکه : جوانی را تصور کنید که در روز قدس امسال به منظور شرکت در تظاهرات از خانه قدم بیرون میگذارد ، واضح است که این جوان برای تفریح بیرون نیامده است ، همین جوان را تصور کنید که در یکی از روزهای سال 57 ( مثلاٌ شهریور ماه) برای شرکت در تظاهرات از منزل بیرون می آید
تفاوت اصلی این دو جوان در چیست ؟ کدام یک بیشتر آگاهی دارند ؟ کدام یک دشمن را بیشتر می شناسد ؟ کدام یک بیشتر می داند چه میخواهد و چه نمی خواهد ؟ شناخت کدام یک از رهبرش بیشتر، کاملتر و واقعی تراست ؟ کدام یک چشم بسته ترعمل می کند ؟ کدام یک سنتی تر است ؟ کدام یک بیشتر می داند که چه چیز را دارد جایگزین چه چیز می کند ؟ کدام یک نسبت به هر آنچه رهبرش بگوید فارغ از اینکه هر چه باشد مطیع تر است ؟ و در نهایت اینکه سر کدام یک را بهتر و راحت تر میتوان کلاه گذاشت ؟
پاسخ به این سوالات - که در اصل همه یک سوال هستند - کلید موفقیت جنبش سبز 88 است
به همین دلیل و به هزارو یک دلیل واضح و ناگفته دیگر من میگویم این جنبش قابل دزدیدن و در نتیجه انحراف نیست
من به فردای روشن ایران ایمان دارم
نوری را در انتهای تونل می بینم که نور چراغ نیست ... خورشید عالمتاب آزادی است
پاینده ایران آزاد
پیش بسوی جمهوری دموکراتیک ایران زمین

Sunday, September 27, 2009

خامنه ای : امسال عزاداری ماه محرم بر همگان حرام است

آیا این خبر جنبه واقعیت بخود خواهد گرفت ؟

آیا بهار 89 بهار آزادی واقعی خواهد بود ؟

با نگاهی به سیر وقایع اخیر ایران پرسشهای زیر و پاسخ آنها قابل توجه خواهد بود :
آیا با تکیه بر آنچه تاکنون گذشته است و با توجه با روزها و مناسبتهای باقیمانده از سال 88 از جمله سیزده آبان و شانزده
آذر و محرم و مسابقات فوتبال و غیره و غیره ، می توان حدس زد که چهارشنبه سوری امسال روز زدن تیر خلاص بر پیکر جمهوری اسلامی خواهد بود ؟
می توان پیش بینی کرد که نوروز 1389 را بعنوان جشن واقعی بهار آزادی ایران گرامی خواهیم داشت ؟
آیا جمهوری اسلامی واقعاٌ در کمتر از شش ماه آینده سرنگون خواهد شد ؟
آیا جمهوری دمکراتیک ایران در عالم واقع نیز صورت حقیقت بخود خواهد گرفت ؟
آیا ما بعنوان بخشی از زنجیره اطلاع رسانی می توانیم نقش قابل توجه و تعیین کننده ای در این فرآیند داشته باشیم ؟
آیا بالاترین با تکیه بر تمام وبسایت های تحلیلی و خبری این امکان و پتانسیل را دارد که خود را به رخ همه رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری داخل و خارج بکشد ؟
پاسخ همه این سوالات مثبت است اگر و تنها اگر هر ایرانی یک رسانه خبری باشد و اطلاعات را به هر شکل ممکن در اختیار دیگران قرار دهد
شیشه عمر جمهوری اسلامی و تمامی رژیم های مشابه - به شهادت تاریخ - چیزی نیست جز آگاهی و اطلاع مردم

پیش بسوی آزادی ایران با همت بلند همه ایرانیان

Thursday, September 24, 2009

آبی + قرمز = سبز

بازی های چند روز اخیر نشون داد که جنبش سبز در زمین سبز استادیوم بهتر از هر جای دیگه میتونه رژیم رو آچمز کنه و وادار به دلقک بازی کنه
میشه همه بازی ها رو تبدیل به بازی بزرگ کرد
هر هفته یکصدهزار نفر در استادیوم آزادی چه هراسی در دل کودتاچی ها می اندازه
پیش به سوی بازی بزرگ
آبی + قرمز = سبز

موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید ؟

تابستانی خونبار ، تابستانی داغ ، تابستانی پر فریاد ، تابستانی زنده ، تابستانی چون بهار آزادی
ندا ، سهراب ، اشکان ، محسن و و و با ما بودند و دیگر نیستند و یادشان با ماست
از مردگی درآمدیم و زنده شدیم
چه تابستانی بود امسال
این تابستان شروع بهار مردم و زمستان دیکتاتور بود

ماشین تبلیغات رژیم را اینگونه باید از کار انداخت

با نگاهی به اتفاقات رخ داده طی چند ماه اخیر، بخصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری ، بسادگی میتوان با این نتیجه رسید که هر جا مردم حضور سنگین خود را نشان داده اند ، رژیم راهی جز خالی کردن سنگر و پا پس کشیدن نداشته است ، وقایعی نظیر
- زنجیره انسانی چند روز قبل از انتخابات که رژیم را مجبوربه واگذار کردن عرصه خیابان ها به مردم کرد
- الله اکبر گفتن های شبانه مردم که هنوز هم ادامه دارد و این حربه را برای همیشه از دست رژیم درآورده است
- نماز جمعه روز 26 تیر بامامت هاشمی رفسنجانی که باعث شد دیگر از هاشمی برای ایراد خطبه ها دعوت نکنند
- عدم برگزاری مراسم شب قدر در محل دفن خمینی، طبق روال معمول سالهای پیش که سنت دیرینه رژیم را در هم شکست و قداست آن مکان را هم از بین برد
- راهپیمایی غرور آفرین روز قدس که رژیم را کاملاٌ خلع سلاح و آچمز کرد و احتمالاٌ آخرین در نوع خودش خواهد بود
همه و همه نمونه هایی روشن از نتیجه بخش بودن حضور مردم در عرصه و پیشروی در سنگرهای تبلیغاتی رژیم و خلع سلاح کردن آن هستند
در آینده نه چندان دور هم شاهد تکرار این داستان در مراسم عزاداری محرم و تاسوعا و عاشورا و سیزده آبان و 22 بهمن ( اگر تا آن زمان برقرار بماند ! ) و ... خواهیم بود
اخیراٌ ویدیویی دیدم که نشان می داد در یک برنامه زنده تلویزیونی که از کانال جام جم رژیم پخش میشد خانمی از انگلیس زنگ میزند و با تبریک گفتن به مجری برنامه بمناسبت پوشیدن تی شرت سبزو پیوستن به جنبش سبز ، مجری بدبخت را وادار کرد خودش را به کری و کوری و خری بزند تا مگر از این مخمصه رهایی یابد . مجری بیچاره شیرازه کار را بسادگی از دست داد و ضمناٌ نشان داد که چقدر در مصاف با مردم ضعف دارند
با دیدن این صحنه سریعاٌ باین فکر افتادم که چرا نه !؟ با این روش بسادگی میتوان همه برنامه های مستقیم رادیویی و تلویزیونی را از کار انداخت و رژیم را تا حد مرگ در حسرت پخش برنامه زنده - غیر از اخبار - گذاشت . این برنامه ها اساساٌ فاکتور مهمی در به نمایش گذاشتن آزادی بیان وبه رخ کشیدن اقتدار هر دولتی بشمار می روند و دقیقاٌ به همین دلیل باید بیش از پیش نسبت به از کار انداختن ماشین تبلیغات رژیم دیکتاتوری اقدام کرد
پیشنهاد می کنم در یک اقدام هماهنگ ( با دوستان و آشنایان نزدیک ) به همه برنامه های زنده تلویزیونی و رادیویی زنگ زده و با گفتن عباراتی از این دست و سر دادن شعارهای جنبش سبز ، کنترل برنامه را از دست رژیم درآورد و آن را کاملاٌ مردمی کرد و با قرار دادن صدا و سیما در مقابل عمل انجام شده ، دیکتاتور را مجبور به نمایش نقطه ضعفش کرد

پاینده ایران
زنده باد آزادی
برقرار باد جمهوری دموکراتیک ایران

Wednesday, September 23, 2009

من از اینکه اسم احمدی نژاد کنار اسم ایران می آید خجالت می کشم

این آدم ( آدم نما ) امروز رسماٌ به همه جهانیان ثابت کرد که رسماٌ روانیه
آدمی که راست راست راه بره و دروغ بگه روانیه
آدمی که هر چی جنایت خودشه به همه دنیا ببنده روانیه
آدمی که حتا جرأت نداره یه تک پا تا یه روستا بره اونوقت دو از صلح و امنیت جهانی می زنه روانیه

من هم از اینکه اسم این آدم روانی - اگر چه با واسطه جمهوری اسلامی - کنار اسم زیبای ایران بیاد ، هم متنفرم هم احساس شرم می کنم

سوال مردم جهان : آیا احمدی نژاد رئیس جمهور فلسطین و عراق و افغانستان است یا ایران ؟

سوال مردم جهان : آیا احمدی نژاد رئیس جمهور فلسطین و عراق و افغانستان است یا ایران ؟
پاسخ : احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست ... بیرون سازمان ملل پاسخ خود را می گیرید

Tuesday, September 22, 2009

از این دو حال خارج نیست

مختصر و مفید
در پی نمایش میز گرد دیروز
یا حجاریان آزاد می شود یا آزاد نمی شود
- اگر آزاد شد ( بمعنای واقعی ) منتظر می مانیم تا ببینیم در زمان آزادی چه می گوید ، بعد قضاوت می کنیم
- اگر هم آزاد نشد معنایش این است که او هنوز برای دیکتاتور خطرناک است و این یعنی اعترافات و میز گرد کشک است

با ارسال سریع فیلم اعتراضات نیویورک به ایران ، امتحان پس بدهیم

نوبتی هم باشد نوبت ماست
بقول قدیمیا : همیشه شعبون یه بار هم رمضون
باید نشان دهیم که در این مدت چقدر از هم میهنانمان یاد گرفته ایم
با ارسال سریع فیلم اعتراضات نیویورک به ایران ، باید امتحان پس بدهیم
باید نشان دهیم و ثابت کنیم که خونی که در رگهای ماست از جنش همان خونی است که در شریانهای همه ایرانیان جاری است
هم میهنان داخل بدقت اعمال ما را نظاره می کنند
امروز در نیویورک روز امتحان است
از این امتحان سربلند بیرون بیاییم