Thursday, December 31, 2009

توهین بزرگ جمهوری اسلامی به طرفدارانش ، اثبات بیش از پیش اصالت و حقانیت جنبش سبز است

روند حوادث در ایران آنچنان با سرعت به پیش می رود که شما اگر حتا یک روز از اخبار دور بمانی ، دقیقاٌ مانند اصحاب کهف میمانی که انگار سیصد سال در این جهان نبوده ای ! با این وصف در این نوشتار سعی بر آن است که با نگاهی به وقایع دو هفته اخیر ، با این نتیجه گیری منطقی برسیم که نه تنها جنبش سبز را سر ایستادن نیست بلکه بقول معروف " ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند " تا این جنبش آزادیخواهی در کمال صحت و سلامت و قویتر از همیشه به سر منزل مقصود برسد . جهت اثبات این مدعا به چهار واقعه در طول دو هفته گذشته اشاره می کنم . این چهار واقعه عبارتند از :
1 - پاره کردن و سوزاندن عکس خمینی و در پی آن
2 - راهپیمایی چند صد نفره عوامل و نوکران و خودباختگان رژیم - بخوانید طرفداران واقعی - در روز جمعه چهارم دیماه که به شهادت تصاویر پخش شده از صدا و سیمای رژیم ، اسباب رسوایی شد .
3 - خیزش و حرکت اصیل و - بمعنای واقعی کلمه - خودجوش مردم و جوانان این آب و خاک در روز عاشورا که با شدت و خشونت هر چه تمامتر از جانب عوامل ، مزدوران و قمه کشان ولایت مورد پذیرایی قرار گرفت و باز ، در پی آن
4 - راهپیمایی فرمایشی لایه های مشخصی از مردم در روز چهار شنبه نهم دیماه که بدلایل زیر بیشترین کمک را به پیشرفت جنبش سبز خواهد کرد
خیمه شب بازی توهین به عکس خمینی و تظاهرات روز جمعه چهارم دیماه که اولی با پوشش وسیع خبری و هوچیگری مخصوص تبلیعاتی مواجه و دومی در سکوت خبری کامل برگزار شد نشان داد که :
یکم - خود جمهوری اسلامی هم به این باور رسیده است که حساب آقای خامنه ای دیگر هیچ اعتباری ندارد و شعارها و ناسزاهای مردم به ایشان که ار مدتها قبل به اشکال مختلف در جریان بوده اساساٌ ناسزا و توهین محسوب نشده و قبایی است که برازنده قامت ایشان می باشد .
دوم - رژیم جمهوری اسلامی به مثابه غریقی می ماند که برای نجات خویش به هر خس و خاشاکی دست می یازد وحاضر است از تمام مقدسات خود مایه بگذارد و آنها را نیز به لجن بکشد و
سوم - اینکه تعداد طرفداران واقعی یعنی کسانی که حاضرند برای جمهوری اسلامی چند قدم بردارند - آنهم در پایتخت ام القرای اسلامی ! - حتا آنقدر نیست که بتوان یک تصویر لانگ شات ابرومند را پر کند
در خصوص وقایع مرتبط با روز عاشورا ( ششم دیماه ) و عکس العمل حقیرانه و مسخره آمیز رژیم میتوان به روشنی به این نکات پی برد که :
یک - همراهان جنبش سبز آزادیخواهی توانسته اند آنچنان شبکه اجتماعی قدرتمندی را شکل دهند که بدون صدور حتا یک بیانیه از جانب آقایان موسوی و کروبی بتوانند در یک اقدام کاملاٌ هماهنگ و صلح آمیز ، هسته مرکزی شهر را در اختیار خود قرار دهند و جنایتکاران را به وحشت اندازند .
دو - برغم ادعای واهی رژیم و برخی از جیره خوران و خیانتکاران داخلی و خارجی ، این جنبش ثابت کرد که خشونت زا نیست چرا که در یک خیزش اجتماعی به ابعاد جنبش سبز خشونت تعریف استاندارد خود را دارد . به سخن دیگر میتوان اذعان کرد که اگر این جنبش اهل خشونت بود در حرکت اعتراضی روز عاشورا و در پاسخ به جنایت عوامل رژیم میبایستس حداقل یکصد اتوبوس به آتش کشیده میشد و دهها بانک و اداره دولتی در حاشیه خیابان های اصلی شهر تخریب می شد به همین دلیل نمیتوان به هیچ عنوان واژگونی چند دستگاه خودروی نیروی انتظامی را بعنوان خشونت تلقی کرد .
سه - آنچه در یک روز تعطیل ، بدون تبلیغات صدا و سیما و برغم تهدیدات امنیتی سران کودتا و همچنین بدون اتوبوس و متروی مجانی و تشویق و حتا ارعاب کارمندان و دانش آموزان وسربازان اتفاق می افتد را بهیچ عنوان نمیتوان با حرکت کاملاٌ نمایشی روز چهارشنبه مقایسه کرد ! بویژه اینکه کیک و ساندیس و غذا و پول بیت المال و چه و چه نیز در میان باشد . یادآوری آنچه در روز جمعه چهارم دیماه و پس از نماز جمعه گذشت خالی از فایده نیست چرا که یک طرفدار واقعی نیازی به هیچکدام از تسهیلات فوق ندارد .
آنچه اما بیش از هر نکته دیگر ذهن نگارنده را بخود معطوف کرده است این واقعیت جالب است که جمهوری اسلامی با آنچه در روز چهارشنبه برای جمع کردن سیاهی لشکر انجام داد ، خواسته یا ناخواسته بیشترین میزان تحقیر و توهین را در حق طرفدارنماهای خود انجام داد و آن عبارت از این بود که ارزش انسانی آنان را لگد مال کرد و شخصیت شان را در حد حیوانات دست آموز پایین آورد چرا که به همگان ثابت کرد که هواداران یک رژیم دیکتاتوری را میتوان به بهای بسیار نازل به هر رقاص بازی واداشت و چون یک سگ - قصد توهین به سگ ها نیست - وادار به دویدن در پی استخوانی یا کیک و ساندیسی نمود .
آنچه اما بیش از پیش به همه جهانیان و بویژه به خود مبارزان راه آزادی و سبزهای ایرانی ثابت شد بالا بردن مقام انسانی ایشان و اثبات حقانیت و اعتبار این جنبش بود . بدیهی است بهای آزادی میهن از چنگال این هیولاها ، بسیار بیش از این است . گوهر ناب آزادی را نمیتوان با کیک و ساندیس و اتوبوس و متروی مجانی و مرخصی تشویقی یک روزه و از ترس نتبیه اداری بدست آورد . والسلام
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Thursday, December 17, 2009

رقص نور بمناسبت کریسمس ... واقعاٌ زیباست ... لطفاٌ ببینید


بامید روزی که آزادی وطن را اینگونه جشن بگیریم
مطمئن باشید زیاد دور نیست ان روز
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

متن کامل سخنرانی خمینی در 12 بهمن 1357 - بهشت زهرا

Align Right

نکته بسیار مهم : در اینجا فقط قسمتهایی از سخنرانی که در مورد آن بین گروههای مختلف اختلافی وجود ندارد آورده شده است شما میتوانید قسمتهای مورد اختلاف را در این لینک بخوانید :مگر سخنرانی خمینی مربوط به 1400 سال پیش است که این همه اختلاف بر روی آن وجود دارد؟

قسمتهایی از سخنرانی که اختلافی بین گروههای مختلف در مورد آن وجود ندارد و با این حال صدا و سیما در دهه های اخیر هیچگاه این قسمتها را نیز به صورت کامل پخش نکرده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.

خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.

حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر

من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم.
بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.
این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما.
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.

من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.

ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم.

و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید
آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید
من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.
و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند.

والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته

Monday, December 14, 2009

برکناری خامنه ای و احمدی نژاد و شکستن ساختار قدرت جمهوری اسلامی ، کف خواسته های ایرانیان است

در خبرها به نقل از آقای مهندس موسوی نقل شده است که " مطالبات مردم از زمان انتخابات ریاست جمهوری تاکنون افزایش یافته است که علت آن سرکوب خواست های اولیه آنان است " . در اینکه مطالبات مردم بدلیل سرکوب رژیم افزایش یافته است شکی نیست اما در اینکه این اتفاق تنها از زمان انتخابات ریاست جمهوری به این سو اتفاق افتاده ، با ایشان موافق نیستم . واقعیت این است که این سرکوب سالهاست ادامه دارد و روزبروز نیز بر شدت و میزان آن افزوده شده است . در یک تحلیل جامع براحتی میتوان دریافت که اساساٌ دلیل اصلی اقبال مردم ایران - بخصوص جوانان که عمدتاٌ نسبت به شخص آقای مهندس موسوی شناخت زیادی هم نداشتند - تنها و تنها نیاز مبرم به تغییر ساختاری نظام موجود و چرخه قدرت آن بود و هست . نگاه قدرت مآبانه حاکمان جمهوری اسلامی به مردم ، محدود و منحصر به همین چند ماه اخیر نبوده و نیست و سالهاست با شدت هر چه تمامتر جریان دارد . به همین دلیل اعتقاد دارم که با احترام به نظر شخصی رئیس جمهور منتخب ، میتوان با ایشان در این مورد اختلاف نظر داشت . واقعیت این است که مردم ایران به چیزی کمتر از برکناری رهبر خودکامه و رئیس جمهور خودخوانده ابله و بسیاری از افراد بر تخت قدرت نشسته فعلی و ایجاد یک دگرگونی ساختاری در تمام ابعاد حکومت ، راضی نخواهند شد . میزان صحت و سقم این نظریه را نیز می توان به زودی زود دریافت . دیر نمی پاید ! اندکی صبر ... سحر نزدیک است
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Saturday, December 12, 2009

هر عکسی که توسط حکومت ها بالا رود ، روزی پاره و به زیر کشیده خواهد شد

ماجرای پاره کردن عکس آقای خمینی و نشان دادن آن از تلویزیون های رژیم ، صرف نظر از اینکه توسط چه کسانی و با چه انگیزه ای انجام گرفته ، بیانگر یک درد تاریخی کشور ماست
Align Rightاین سرنوشت محتوم تاریخی گریبانگیر تمامی کسانی که تاکنون عکس هایشان توسط حکومت های - عمدتاٌ - غیر مردمی بر در و دیوار کوی و برزن شهرها و روستاها نصب شده است ، خواهد بود
با نگاهی به تاریخ چند دهه اخیر براحتی میتوان دریافت که این نمایش های دروغین تنها و تنها ساخته و پرداخته حکومت های غیر مردمی و دمکراتیک است . کشورهایی با مختصات سیاسی و تاریخی مشابه کشور ما ، کشورهای نظیر شیلی ، عراق ، پاکستان ، مصر ، سوریه ، رومانی ، شوروی سابق ، لیبی ، کشورهای عربی ، افغانستان ، ونزوئلا و و و . وجه مشترک تمامی این کشورها ، نبود دموکراسی و به تبع آن پایگاه مردمی حکومت هاست
شما در هیچکدام از کشورهای عمدتاٌ دموکرات غربی با چنین پدیده ای برخورد نمی کنید . در تمامی کشورهایی نظیر آمریکا ، کانادا ، فرانسه ، انگلستان ، ژاپن ، اسپانیا ، ایتالیا ، سوئیس و ده ها کشور دمکراتیک دیگر حتا اثری از یک عکس رهبران سیاسی آن کشورها نمیتوان یافت
تنها رهبران ملی و با میزان محبوبیت فراوان - نظیر گاندی - هستند که برای همیشه تاریخ نه تنها عکس شان بلکه یادشان همواره در دل ملت ها برقرار و پایدار است
مطمئن هستم که روزی خواهد رسید که سرنوشت امثال صدام حسین ، چاوشسکو ، ایدی امین و دیگران گریبانگیر تک تک رهبران دیکتاتور و غیر مردمی و غیر منتخب جهان خواهد شد و شاهد پاره شدن عکس ها و به زیر کشیده شدن و شکستن مجسمه هایشان خواهیم بود
محبوبیت به عکس نیست و هر عکسی که توسط حکومت ها بالا رود ، روزی پاره و به زیر کشیده خواهد شد
بقول معروف : دیر و زود دارد ، سوخت و سوز ندارد
به امید آن روز
زنده باد ازادی
پاینده باد ایران

Friday, December 11, 2009

ما نمیخواهیم دنباله روی هیچ امامی باشیم ، ما میخواهیم فقط خودمان باشیم . یک ایرانی آزاد ! عیبی داره ؟

ما نمیخواهیم دنباله روی هیچ امامی باشیم ، ما میخواهیم فقط خودمان باشیم . یک ایرانی آزاد ! عیبی داره ؟
ما نسلی هستیم که هر چه داشتیم در پای کاریزما سازی و کاریزما پروری پدرانمان باختیم
ما از بت سازی و بت پرستی بیزاریم
ما به همه احترام می گذاریم
اما کسی را بری از خطا نمی دانیم
برای نسل ما همه انسان ها برابرند
به همین دلیل به همه رهبران و بزرگان هم انتقاد می کنیم
ما چشم و گوش بسته دنبال پدرمان نیز راه نمی افتیم
ما عنان اختیارمان را بدست هیچ کسی نمیسپاریم.
ما نسل انقلاب تکنولوژیک هستیم
همین
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Thursday, December 10, 2009

تمامیت ارضی ایران را بیش از جانمان پاس میداریم

اخیراٌ بصورت افزاینده ای شاهد آن هستیم که بعضی از خائنین وطن فروش بی وطن ، ساز جدایی کوک می کنند و مدام بر طبل استقلال و جدایی از مام میهن می کوبند
اگر چه امروز مردم ایران در سرتاسر این مرز و بوم درگیر مبارزات آزادیخواهانه تماماٌ ایرانی خود هستند ، ولی در اینجا لازم است به این بی وطنان سر در آستان اجنبی هشدار می دهیم که دست از این سوء استفاده آشکار و فرصت طلبی خائنانه بردارند و حتا خواب جدایی را هم نبینند . البته برای ما بسی گواراتر خواهد بود که این ناکسان یا بر سر عقل آیند یا به دامان همان اربابانشان پناه برند و زحمت کم کنند ولی برای عبرت تاریخ هم که شده به اینان یادآور میشویم که خواب آرزویشان را به گور خواهند برد ، چرا که هر اتفاقی که بخواهد در ایران بیفتد باید به تأیید تمام ایرانیان برسد و لا غیر
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران همیشه آباد و یکپارچه

محرم امسال یک محرم ایرانی است ... همه ایرانی ها در آن شرکت می کنند

محرم امسال رنگ و بوی دیگری دارد
امسال ما همه ایرانی ها عزادار شهیدان جنبش سبزمان هستیم
امسال را به یاد ندا ، سهراب ، اشکان ، محسن وهمه شهیدان راه آزادی ایران برگزار می کنیم
محرم امسال یک محرم صددرصد ایرانی است
فقط کافی است که ایرانی باشی ، همین
امسال شرکت در محرم ، شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی و یهودی و بهایی و زرتشتی و بادین و بی دین نمیشناسد
کافی است به آرمان آزادی ایران پایبند باشی
آنها - بقول رهبرشان - هر چه داشتند از محرم خودشان بود
ما هم میخواهیم محرم ایرانی هشتاد و هشت را نقطه عطف مبارزات یکصد ساله آزادیخواهی مان کنیم
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
یاد همه شهیدان را آزادی ایران گرامی باد

Tuesday, December 8, 2009

جناب آقای مهندس موسوی عزیز ، شما را با امثال آقای محتشمی پور چه کار !؟

در تصاویر و عکسها دیدم که آقای علی اکبر محتشمی پور تمام قد کنار رئیس جمهور محبوب موسوی ایستاده است
از شما چه پنهان که دلم به درد آمد
کارنامه آقای محتشمی پور کاملاٌ مشخص است و بند نیزدر این مقال قصد ندارم آن را بررسی کنم
واقعیتی که همه ما میدانیم این است که امثال این آقایان در طول 30 سال گذشته همیشه راهی به جز راه مردم سالاری و آزادمنشی و دموکراسی رفته اند
پس جای این پرسش هست که از جناب مهندس موسوی بپرسیم که آیا شما سوابق درخشان این اقا را نمیدانید ؟
شما را بخدا حسابتان را از حساب همچو کسانی جدا کنید که مردم چشم دیدن این کسان را بخصوص در جوار شما ندارند
من آنچه شرط بلاغ بود گفتم
امیدوارم این عرض حال باستحضار جناب رئیس جمهور برسد
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Monday, December 7, 2009

محرم سبز امسال را با یاد آزادیخواهان شهید ایرانی ، تبدیل به کابوس دیکتاتور خواهیم کرد !

امسال دلایل واقعی برای عزاداری داریم
در محرم سبز امسال ، به یاد شهدای جنبش سبز ، واقعاٌ عزاداریم ... محرم را کابوس دیکتاتور خواهیم کرد
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران
یاد شهدای جنبش سبز آزادیخواهی گرامی باد

Sunday, December 6, 2009

یک سؤال : آیا ما مجبوریم حتمن دین داشته باشیم ؟

بر عکس پاسخ های احتمالی ، پرسش به همین سادگی است ! آیا ما مجبوریم که حتمن دین داشته باشیم ؟
این روزها بحثهای زیادی در مجامع روشنفکری حول محور دین و دینداری و رابطه دین و دنیا و دخالت دین در حکومت و غیره و غیره در جریان است که هر کدام کم و بیش محل منازعه و مجادله است
جالب این است که بدانیم که دامنه این بحثها به روابط خصوصی آدمها نیز کشیده شده و بسیاری از جلسات دوستانه نیز تحت الشعاع این بحث به تشنج و دعوا و درگیری لفظی و حتا فیزیکی ( که بیشتر هم از ناحیه دوست داران دین شروع می شود ) کشیده میشود
با خود می اندیشم که ایا ما واقعاٌ نیاز به این بحث ها داریم ؟
آیا لازم است حتمن دین داشته باشیم که بعد بخواهیم دغدغه نحوه حضور و بسط و توسعه و میزان دخالتش را در شئون زندگی شخصی و اجتماعی مان با خود داشته باشیم ؟
آیا وقت ان نرسیده که اساساٌ به ریشه داستان توجه بیشتری بکنیم ؟
آیا نمیتوان بی دین بود و انسان ماند ؟
آیا نمیتوان راه سعادت بشر را از مسیری غیر از مسیرهای دینی جستجو کرد ؟
آیا دین لازمه وجود ما انسانهاست ؟
آیا نمیتوان به انسان بی دین سعادتمند فکر کرد ؟
آیا نواندیشی و روشنفکری در جایی که دین حضور داشته باشد ، واقعاٌ محلی از اعراب دارد ؟
آیا لازم است که برای بی دین بودن حتمن انگ یک اندیشه سیاسی را با خود داشت ؟
آیا نمیشود انسان بی دین غیر سیاسی خوشبخت پیدا کرد ؟
به باور من میتوان با اندکی روشن بینی به پاسخ همه این پرسشها و نظایر آنها رسید
فقط لازم است برای لحظاتی به خود بباورانیم که ایدئولوژی چیزی نیست که ما بدون آن امکان حیات نداشته باشیم ! همین
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران دمکراتیک سکولار

Saturday, December 5, 2009

یادمون نره ، 16 آذر هم از روز قدس مهمتره هم از 13 آبان ... 16 آذر ریشه در بطن مردم داره

فقط جهت یادآوری عرض میکنم که :
یادمون نره ، 16 آذر هم از روز قدس مهمتره هم از 13 آبان ... 16 آذر ریشه در بطن مردم داره
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Friday, December 4, 2009

دست‌خط امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه


قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.

زیاده جسارت است، تقی

Wednesday, December 2, 2009

در خارج از کشور اینگونه از تظاهرات 16 آذر هم میهنانمان حمایت می کنیم

در یک اقدام کاملاٌ هماهنگ و بمنظور نشان دادن همبستگی خود با هم میهنان داخل کشور و تظاهرات اعتراضی روز دانشجو، ما ایرانیان خارج از کشور اقدام به تشکیل زنجیره انسانی خواهیم کرد
.....................زمان : یکشنبه 6 دسامبر مطابق با 15 آذررأس ساعت 3 بعدازظهر
.....................مکان : هر کجا که توانستیم بیشترین تعداد ایرانی ها را دور هم جمع کنیم

.................................................................................................................

تورانتو :
تقاطع خیابانهای یانگ و الگین میلز ( ریچموند هیل ) بسمت جنوب خیابان یانگ - برغربی یانگ
.................................................................................................................

زنده باد آزادی........................................
پاینده باد ایران