Thursday, May 13, 2010

در جنبش سبز آزادیخواهی ایرانیان ، اسلحه هیچ جایگاهی ندارد

خبر،بسیار فوری و شوکه آور بود : پنج نفر از فرزندان این آب و خاک ، اعدام شدند .
اگر چه واکنش ایرانیان در تمام جهان بسیار خیره کننده و قابل توجه بود و هنوز هم سیل اعتراضات جهانی به این رفتار غیر انسانی و دیو صفتانه رژیم سفاک و خونریز جمهوری اسلامی ادامه دارد ، اما در گوشه هایی از خبرها ، شاهد برخی اعمال واکنشی از جانب عده ای از هم میهنانمان بودیم . خبر حمله نیروهای پژاک ( حزب زندگی آزاد کرد - که امیدوارم بزودی جای خود را به حزب زندگی ازاد و انسانی همه ایرانیان بدهد ) به نیروهای رژیم در برخی مناطق کرد نشین ، اگر چه هنوز تأیید نشده است ولی با فرض صحت ، میتوان اینگونه برداشت کرد که زنجیره خشونت ، انگار قطع شدنی نیست و این دور و تسلسل باطل کما کان ادامه دارد . اینکه ما اجازه بدهیم جمهوری اسلامی برای ما برنامه ریزی کند و به ما بگوید چکار کنیم ( طبیعت رفتارهای واکنشی چیزی غیر از این نیست و به انفعال افتادن در مقابل جمهوری اسلامی تنها و تنها آب به اسیاب دشمن ریختن است ) کمکی به رسیدن ما به نقطه هدف نمی کند هیچ ! ما را از مسیر مبارزات انسانی و حق طلبانه خود نیز خارج می کند . واقعیت آن است که خشونت ، خشونت می آورد و نباید اجازه داد که سطح این خشونت بالاتر از این چیزی که هست برود . ما یک بار تجربه تلخ انقلاب اسلامی را در کیسه خاطرات خود داریم . آنجا که خشونت عریان از هر دو طرف ، نهایتاً منجر به برقراری یکی از خشن ترین و دیکتاتوری ترین رژیم های عصر حاضر شد . آنجا که مردم ایران بدون توجه به امر منافع ملی و سرمایه های مردمی ، اقدام به آتش زدن بانک ها و ادارات دولتی زدند و سرمایه ملی خود را آتش زدند . در مراسم عاشورای امسال ، اما شاهد آن بودیم که حتا یک سنگ هم بسمت بانک یا اداره ای پرتاب نشد و نشان داد که ماهیت این جنبش که بر مبنای عقل و درایت و آگاهی بنا شده است ، با انقلاب اسلامی تفاوت اساسی دارد و اتفاقاً نقطه قوت این جنبش در همین صلح آمیز بودن و خشونت گریزی ان است . کشیدن اسلحه و کشتن دیگران کمکی به احقاق هیچ حقی نمی کند . این را تاریخ نشان داده است . در عوض شاهد آن هستیم که دبیر کل یکی از احزاب قدیمی کردها که سابقه طولانی درمبارزه مسلحانه با رژیم جمهوری اسلامی دارد ، اینک دست به اسلحه خطرناکتری ( برای دشمن ) زده است . بله ! دست به قلم شده و مقاله و مطلب می نویسد . به نسخه امروز سایت گویا نیوز مراجعه کنید و این پدیده مبارک را ببینید . امیدوارم روزی برسد که هر کس حرف حقی دارد ، بتواند و بخواهد که حرف خود را از زبان قلم به دیگران ابلاغ کند و نه از زبان تندخوی اسلحه ! آری ، در جنبش سبز ازادیخواهی ، دموکراسی جو و حق طلبانه امروز ما ایرانیان ، اسلحه بهیچ عنوان جایگاهی ندارد و این بدترین خبر برای دیکتاتور است .
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Sunday, May 9, 2010

آقایان اصلاح طلب ، پنج نفر از فرزندان این آب و خاک اعدام شدند ! نظری ندارید ؟

شما را به همه مقدساتتان سوگند می دهم ، چیزی بگویید ... لااقل نامه ای بدهید ! سخنرانی ای بکنید ! کاری بکنید که بدخواهان این مردم و دشمنان آزادی نگویند شما به خون بناحق ریخته ی جوانان ایران بی اعتنائید . اعدام فرزاد کمانگر و چهار جوان ازاده دیگر ایرانی بی ارتباط به مبارزات حق طلبانه و آزادیخواهانه مردم که شما مدعی همراهی و گاه حتا رهبری آن هستید ، نبود ! روی سخنم بیشتر با دوستان اصلاح طلبی است که در کنج آرام زندگی خود در خارج از کشور با آسایش و آرامش زندگی می کنند و مدعی رهبر جنبش سبز و نمایندگی آن هستند . بطور مشخص جناب آقای دکتر مهاجرانی ، مدعی محترم ولایت فقیه ! آیا این اعدامها ذره ای در اعتقاد قلبی شما به ولایت کثیف و منزجر کننده فقیه خلل وارد نمی کند یا ما باز هم مجبوریم تماشاگر عشوه های شما در مقابل دیکتاتور زمانه باشیم ؟ مگر نمی بینید که تمام ایرانیان مانند سیل در سرتاسر جهان به جوش و خروش آمده اند ؟ چرا خفقان گرفته اید ؟ چرا صف خود را از مردم جدا می کنید ؟ تا کی ؟ آیا واقعاً شما هنوز به آینده جمهوری اسلامی امیدوارید ؟ با مردم باشید چرا که نوکری این مردم هزاران بار از مجیز گویی سید علی خامنه ای و جایگاه غیر قانونی ، غیر غقلی و غیر عرفی او برتر و بالاتر است و شرف دارد . از ما گفتن بود ! شما خواهید پند گیرید خواه ملال ! همین

Friday, May 7, 2010

برای مادران شهیدان جنبش آزادیخواهی ایران : روز مادر مبارک

فردا یکشنبه در بیشتر کشورهای جهان ، روز مادر است و به همین مناسبت بازار شادباش و خرید هدیه و کادو داغ داغ میشود . صحنه های دلپذیری از عشق به مادر خلق میشود و همگان را شوری در بر میگیرد که انصافاً نظیرش را کمتر میتوان دید . در کوران این شادباش ها و شادی بخشی ها ، به ناگاه یاد مادران شهیدان همیشه جاوید جنبش حق طلبانه مردم ایران زمین افتادم . مادرانی که حتا اولیه ترین حق که همانا حق مادر بودن است را نیز دیگر ندارند . مادر سهراب ، مادر ندا ، مادر اشکان ، مادر کیانوش ، محسن ، ترانه و ده ها و صدها مادر ایرانی که دردمندانه داغدار فرزندان دلبندشان هستند و هر روز بجای پرسه و دلجویی مواجه با ستم و آزار بیش از پیش مزدوران رژیم میشوند . اگر چه هرگز نمیتوان بدرستی ، حق مطلب را در حق این مادران داغدار ادا کرد ولی به سهم خود روز مادر را به همه این مادران گرامی شادباش می گویم و از ایشان عاجزانه می خواهم که بر سر همه ما منت نهاده و ما را به چشم فرزند دلبند خودشان نگریسته و بوسه ما را بر دستان خویش بپزیرند .
مادران گرامی ، روز مادر بر شما خجسته باد

Tuesday, May 4, 2010

آمریکا،نوش جونت ! هر چی از این پاکستانی ها و عربها بخوری حقته

اگر چه هزار بار خدا رو شکر کردم از این که این بمب آخری قبل از عمل کردن ، کشف و خنتی شد و منجر به قتل و خونریزی شهروندان بیگناه آمریکایی که فارغ از پیچیدگیهای سیاسی دنیا ، مثل همه شهروندان دیگر این کره خاکی به زندگی کردن مشغولند ، نشد اما امروز که شنیدم پلیس آمریکا و اف بی آی توانستند عامل مظنون این عملیان کثیف تروریستی را که یک شهروند پاکستانی - آمریکایی است دستگیر کرده اند ، بسیار افسوس خوردم . افسوس ، نه از بابت این دستگیری بلکه از این بابت که به رغم اینکه طی سالیان اخیر ، دولت و مردم آمریکا و سایر کشورهای غربی ، بیشترین صدمات و خسارات را از همین دوستان سیاسی شان - باضافه شهروندان برخی کشورهای عربی - خورده اند ، ولی هنوز که هنوز است بمحض دیدن نام ایران در پاسپورت هر کدام از هم میهنان من ، بدترین و توهین آمیزترین رفتار را با ما نشان می دهند . کسی هست از دولت آمریکا بپرسد که : حساب دولت کثیف و دیکتاتوری ایران جدا ! شما تا کنون چند بار توسط شهروندان ایرانی مورد حمله تروریستی و انتحاری قرار گرفته اید ؟ اصلاً کدام ایرانی - با هر طرز تفکری که دارد - حاضر است تن به همچو کاری بدهد ؟ بگذریم که عوامل وابسته به رژیم ، بخصوص طی یکسال اخیر بدترین رفتار را با شهروندان و هم میهنان خویش داشته اند وحتا براساس برخی اخبار و شواهد از خدمات همین تروریستهای وابسته عرب نظیر اعضای حماس و حزب الله بهره مند شده اند ، اما در کدامین عملیات تروریستی در کشورهایی نظیر اندونزی ، اسپانیا ، لبنان ، هند ، خاورمیانه ، انگلستان و آمریکا و ... ایرانیان نقش داشته اند ؟ برای همین است که خطاب به دولت آمریکا فریاد می زنم که نوش جان ! شما هر چه از این دوستان پاکستانی و عربتان بخورید حقتان است ! بیشتر از این هم خواهید خورد ، منتظر باشید !
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران

Friday, April 30, 2010

چگونه بعد رسانه ای را در جنبش سبز تقویت کنیم

مقاله وارده از : مصدقی سبز

قسمت اول

بعد از سخنان میر حسین موسوی در زمینه پرداختن به بخش رسانه های مستقل و گسترش اطلاع رسانی و آگاهی های عمومی در بین مردم و بالاخص قشر خاکستری و بی طرف ایران بحث رسانه و آگاهی بخشی در جنبش بالا گرفته است. تنها اینترنت و یا وبلاگ نیست که بتواند به جنبش ما در جهت اطلاع رسانی کمک کنند بلکه ابزار های فراوانی در این زمینه وجود دارد که من قصد دارم در این مقاله آن را برای شما معرفی کنم. هر مجرای اطلاع رسانی ممکن پتانسیلی است بالقوه که می توان آن را به بالفعل در آورد.

اصولا در هر جنبش و هر کاری نیاز به آگاهی های عمومی دارد و اصالتا هر کس و هر فرد تا نداند که چه می خواهد و چه نمی خواهد و نداند حقوق او چیست حرف زدن از احیای حق به یک امر غیر ضروری بدل می گردد. مثلا داستان معروف ارباب میمون ها که فکرکنم آن را شنیده باشید. اگر نشنیدید به طور خلاصه بیان می کنم. روزی فردی در خاور دور چند میمون دشت که باید برای او روزی هر نفر 10 آناناس بچینند و پیر ترین ان را نیز رهبر انان می کرد. روزی یکی از آنان به بقیه گفت که چه لزومی دارد ما برای او این کار را انجام دهیم؟ مگر خودمان نمی توانیم این کارهار را انجام داده و خودمان هر 10 تا را بخوریم؟ فقط کافی بود تا این حق آنان برای آن ها تفهیم شود تا آنان از آن مکان فرار کرده و از دستان ارباب میمون ها خلاص شوند. این نمونه ای واضح از لزوم آگاهی بخشی و رسانه هاست.

خوب این سوال شاید پیش بیاید چه اصولا ما چه چیزی را باید بگوییم و چه چیزی را نباید بگوییم؟ برای این که به این سوال پاسخ دهم نکته ای را باید متذکر شوم در باب اتاق فکر رسانه ای که جای آن در جنبش خالی است این اتاق فکر با پوشش قرار دادن همه افکار باید توسط یک سایت بر پایه وب2 یا گروپی در شبکه ای اجتماعی باشد و سردبیران و افراد گرداننده سایتها را با اهداف و استراتژی ها و آکسیون ها هماهنگ کند و نوعی هماهنگی در جنبش ایجاد کند تا افراد بدانند این هفته چه چیزی را پررنگ تر به آن بپردازند و هفته بعد چه چیزی را کمتر به آن بپردازند مثلا یک خبری ممکن است به ان دلیل درست شده باشد تا اذهان را به مدت یک یا جند هفته مشغول کند که اتاق فکر باید این مسئله را به بقیه متذکر شود. و دوم این که از اخبار و تحلیل هایی که باعث ضربه به وجهه ی آزادی خواهی و پلورالیسم و تفرقه در جنبش می شود جلوگیری گردد. بعضی نشریات و یا رسانه ها روی قشر بی طرف زوم کنند تا آن ها را جذب کنند. جوری خبر رسانی کنند که کسی که اصلا چیزی نمی داند هم اگر خبر را خواند منظور را متوجه شود. چون بعضی مواقع جوی خبر را منتشر می کنند که فقط کسانی که پیگیر اخبار هستند متوجه منظور آن خبر و یا تحلیل می گردند. حتی الامکان از لینکها (برای خبر های قدیمی تر و یا مفاهیم تخصصی و یا مختص به جنبش سبز و یا برخی اصطلاحات جنبش ) و عکس و ویدئو به صورت بهینه استفاده شود.

برخی رسانه ها روی طرفداران خود زوم بیشتری کرده و سعی کنند آن ها را جذب جنبش کنند. مثلا سایتی در زمینه ی سکولاریسم طرفداران سکولاریسم را به طرف جنبش با در نظر گرفتن سکولار بون جذب کند و یا سایتی روی افراد خاکستری و بی طرف زوم کرده وآنان را به جنبش جذب کند. و یا سایتی مختص به سربازان .سربازان را با عناوین و خواسته های جنبش متناسب با حال او آشنا کند. به طور کلی هر شخص بنابر تجربه و آن علاقه ای که دارد افراد را جذب جنبش کند. از حرف های غلو آمیز دروغ و اخبار پوچ و یا زیر سوال برنده و یا بی پایه استفاده نکنید چون موجب ضربه ی جنبش در نزد اذهان عمومی است

به طور کلی ما در دنیای امروز را ه های فراوان و روش های گوناگونی در راه اطلاع رسانی داریم که از آن ها می توان به اینترنت، فایل های صوتی و تصویری، انیمیشن ها، پوستر ها و موارد چاپی و یا روزنامه های دیواری و دیوار نویس نیز اشاره کرد.

ادامه دارد